۱۳۹۰/۱/۳

سایه ای که هرگز طلوع نکرد



او فقط یه سایه بود دوست من!
سایه ای که آفتابگون شد،

اما هرگز طلوع نکرد.
باید این رو می فهمیدم
منتها بعد از بیداری یه خواب عمیق عاشقانه...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نغمه ای قدیمی تو را می برد

گاهی همینجور که روی کاناپه نشسته ای، یک آهنگ یا نغمه ای قدیمی تو را با خودش می برد. من هم مقاومت نمی کنم. همراه می شوم. انگار ...