۱۳۹۳/۱۰/۱۴

عدم کارایی خط فارسی و مشکل یادگیری فارسی برای کودکان


چند سال پیش که در کنفرانس آموزگاران دو زبانه فارسی در مالمو شرکت داشتم، آموزگاران سوئد هنگامی که از تجربیات خود با کار با دانش آموزان فارسی زبان تعریف می کردند، یکی از آموزگاران می گفت: «با این خط فارسی هرگز قادر نخواهیم بود به کودکان ما نوشتن را بیاموزیم.» ایشان خود الفبایی را ابداع کرده بود و به دانش آموزانش درس می داد.  در الفبای ابداعی این آموزگار مثلا به جای 3 صدای S (س، ث، ص) فقط از یک س استفاده می شد. یعنی دانش آموزان به جای صابون می نوشتند: سابون. و به جای ثابت می نوشتند: سابت.  در مورد Z  هم کار مشابه ای کرد. می گفتند چه معنا دارد که کودکان ما برای نوشتن صدای Z  از 4 Z (ز، ذ، ض، ظ) استفاده کنند. لذا شاگردان اجازه داشتند که تمام کلمات را با یک ز بنویسند. 
البته ابتکار جالبی بود. ولی اینکه این کار به کجا انجامید و اینکه به هر حال این بچه ها اگر بخواهند یک متن فارسی را بخوانند با چه مشکلاتی مواجه خواهند شد، هنوز جای ابهام دارد. ولی این یک واقعیت است که ما معلمان دو زبانه در محیط غیر فارسی هنگام آموزش نوشتن زبان فارسی با آن مواجه ایم. چرا که در محیط غیر فارسی ـ یعنی در مدارس نروژ یا کشورهای مهاجر پذیر ـ حداکثر زمانی که را که قانون به دانش آموزان می دهد تا زبان مادری خود را یاد بگیرند. تازه این امر هم در بسیاری از کمون ها و مناطق اصلا داده نمی شد. 


البته این آقای معلم در باره حروف صامت الفبا این کار را کرده بود. و مشکل چند س، چند ز و چند ق، و ... را به گونه ای حل کرده بود. ولی مشکل اصلی ما در خط فارسی حروف صائت است. مثلا دقت کنید که همین الف  ما چند صدا را نمایندگی می کند. دقیقا هر 6 صدا را:
اَ، آ، اِ، ایـ، او، او، که معادل همه ی اینها یک نشانه در زبان نروژی است:
A, E, I, O,Å, Æ,
اما فقط مشکل به اینجا ختم نمی شود. همین او O در اول صدای ÆVVÆ می دهد. خب شاگرد بیچاره ی چطور باید این را به آن ربط دهد.  همین می شود که هیچ خانواده ای توان آموزش زبان فارسی به بچه های خود را ندارد.  از بس این خط مشکل و عقب مانده است.
 البته در یک فرصت دیگر این مسئله را تحلیل خواهم کرد. 
همین الان ساعت هاست که وقتم رو روی این گذاشته ام  که چطور «آ» رو به بچه ها یاد دهیم. دارم روی متدی کار می کنم که توضیح این چندگونگی رو برای بچه ها آسانتر کند.  ... 
تجربه ی شما چیست؟

عکس از جستجوی گوگل بدست آمده 

خوشبختی دادنی نیست ...

آی رفیق!    از پاییز گفتی. ولی وقتی از من بپرسی پاییز، می گویم: یعنی رنگ. یعنی نفس. یعنی تابلو نقاشی. و ... باید بگویم که پاییز نروژ را ...