۱۳۹۴/۴/۶

کنفرانس هلاکویی و محبوبیتش در بین خانم ها

دیروز فرصتی شد تا من هم بتوانم در یکی از کنفرانس های آقای فرهنگ هلاکویی که در اسلو برگزار می شد شرکت کنم. موضوع دو کنفرانس دیروز را:
: از وابستگی تا استقلال و همبستگی و هیپنوتیزم جمعی 
و «چگونه می توان به امنیت و آرامش رسید» تشکیل می داد.ـ
هر کدام از کنفرانس ها سه ساعت  و جمعا 6 ساعت به طول انجامید. خوشبختانه من توانستم در هر دوی آنها شرکت کردم. به نظرم کنفرانس خوبی بود. هلاکویی اندیشمندی با سواد و صریحی الالهجه ست. چاشنی ها و لطیفه های او در حین صحبت باعث می شود که شرکت کننده احساس خستگی نکند.
 ایشان همچنین از مقبولیت و محبوبیت خوبی در بین اجتماع ایرانی و مخصوصا و مخصوصا خانم ها برخوردار است. مخصوصا در ساعت تنفس در صف خانم ها برای عکس گرفتن با ایشان غلغله ای بر پا بود.  
اما علاوه بر این، ماهیت کنفرانس و اندیشه های خود هلاکویی نیز برای بسیاری آشناست. از این رو با استقبال خوب ساکنان ایرانی مقیم نروژ برخوردار شده بود.  من فکر می کنم که بایست چیزی در حدود 300 نفر شرکت کننده حضور داشت.  بسیاری از این چهره ها که برایم آشنا بودند از تحصیلکرده ها بودند.  واقعا تحسین بر انگیز بود که یک جمعیت باسواد ایرانی را می دیدم که علاوه بر وقت گذاشتن و شرکت کردن، 400 کرون هم می پرداختند. تا قبل از این من بیشتر شاهد جمع ایرانی هایی بودم که حاضر بودند برای «تفریح»، «کنسرت» یا «دیسکو» پول بپردازند تا کنفرانس یا سمینار یا سخنرانی. حتی بسیاری از کنفرانس های گروههای سیاسی با وجود مجانی بودن بدون تماشاگر می ماند. 


این به من حس خوبی می داد. نشان از رشد و آگاهی نسل جدید ما دارد. مباحث دکتر هلاکویی که بر نوعی رفتار شناسی دلالت داشت، برای من بسیار آموزنده بود. ما با هر کدام از  مثال های به جا و بیان استادانه او در شرایط خاصی قرار می گرفتیم. اما این کنفرانس بیشتر از هر چیز باعث شد که به این مسئله پی ببرم که باید بیشتر در این زمنیه مطالعه کنم. ما خیلی کم در باره ی رفتارهای خود می دانیم. رفتارهایی که در شکل گیری شخصیت کنونی ما مهم بوده اند. دوره های زندگی ما که دکتر با ترتیب خاصی آنرا بیان کرد باید دقیق تر مطالعه شود. نیاز های ما ... اشاره به مهر طلبی ما ایرانی ها که آنرا با مهربانی جایگزین کرده ایم.
اما چیزی که موجب تعجب من شد اینکه وقتی در ساعت تنفس برای خرید کتاب رجوع کردم، متوجه شدم که هیچ کتابی از ایشان برای فروش موجود نیست. فقط CD یا دی وی دی از سخنرانی ها و سمینارهای ایشان موجود بود. وقتی در باره آثار ایشان  سوال و جستجو کردم گویا از ایشان کتابت و مطالب نوشتاری زیادی در دسترس نیست. بییشتر آثار ایشان شفاهی است. به عبارتی آقای هلاکویی بیشتر در زمینه ی شفاهی صاحب اثر است تا کتبی. نمی دانم این به علت عدم کتابخوانی ما ایرانی هاست یا چه؟
اما چیزی که در کنفرانس دیروز و در مواردی در کنفرانس های سالهای قبل یکی دیگر از استادان همچون آزیتا سایان مشهود بود، عدم آشنایی این عزیزان با وسائط کامپیوتری و برنامه های دیجیتال است. امروزه  سخنرانان دنیا برای برنامه های خود از پیشرفته ترین امکانات سخنرانی از قبیل نور، صدا، صحنه و برنامه های دیجیتال سخنرانی بهره می برند. ولی متاسفانه در برنامه های این دوستان کمتر از چنین چیزی خبر بود. در مواردی من دیده شده که یادداشت های این استادان روی کاغذ، با قلم و خودکار نوشته می شود. امیدوارم در برنامه های آینده فکری به این موضوع کنند. به هر حال پرستیژ کار هم در یک سخنرانی خیلی مهم است. و صرف اینکه ما با وسائط کامپیوتری روز آشنا نیستیم نمی تواند کمکی به این معضل باشد.
با همه توصیه من به دوستانی که در این کنفرانس ها شرکت نکرده اند این است که از این فرصت استفاده کنند. 

۱۳۹۴/۴/۴

دارایی های من بعد از یکسال کار

 یک شکلات، دو هدیه از طرف همکارا، چند نقاشی بامزه و یک گل و یک کارت پستال از طرف شاگردام مجموعهی دارایی های من بعد از اتمام یک سال کاری می باشد. و اونچه که  از همه بیشتر خوشحالم می کند، جمله های ساده و محبت آمیزی است که پشت کارت پستال یکی از شاگردام نوشته شده:  
«مختار تو بهترین معلم ریاضی و کامپیوتری هستی که من تا حالا داشته ام ... تابستان خوبی داشته باشی ـ از طرف کریستین»  
همین خستگی یک سال کار رو از تنم بدر کرد .... 

خوشبختی دادنی نیست ...

آی رفیق!    از پاییز گفتی. ولی وقتی از من بپرسی پاییز، می گویم: یعنی رنگ. یعنی نفس. یعنی تابلو نقاشی. و ... باید بگویم که پاییز نروژ را ...