۱۳۹۱/۸/۱۰

هالووین و چهارشنبه سوری


این هالووین هم شبیه چهارشنبه سوری ی خودمونه ... منو به یاد زمانی که بعد از مراسم آتیش تو کوچه ها راه می افتادیم و تو خونه ی مردم شال می نداختیم، می ندازه. منتها اون موقع ها شال انداختن مخفیانه انجام می شد، و صاحبخونه نبایست ما رو می دید ولی بچه ها در اینجا خودشون رو قایم نمی کنن. می یان دم در و کیف و پلاستیک هاشونو جلو می یارن تا توش شکلات بریزی. 


یکی از بچه هایی که برای جشن هالووین درم رو زد. تعجب کردم. شکلاتش رو دادم و پرسیدم که تنهاست؟ بعد متوجه شدم که پدر بچه کمی آنطرفتر ایستاده. جالب بود. پدرها برای تفریح بچه هاشون هر کاری می کنند. و تو این برف... پرسیدم می تونم عکس بگیرم. گفت اشکال نداره. و من هم گرفتم.

رضا شاه بخشی از تاریخ ما

آیت الله خلخالی را می بینید که گویا قرار بود رضا شاه را نبش قبر کرده و جسد مومیایی شده ی او را بسوزاند، که موفق نشد  من خشم روحان...