۱۳۹۶/۵/۱۷

ماشین زمان

همیشه این فیلم های زمان رو دوست دارم. مثلا سفر به گذشته، یا سفر به آینده ... از بچگی توی رؤیاهام بودن. وحس ناشناخته و مهیجی رو در من ایجاد می کرد.  امشب فرصتی پیش اومد تا با دخترم دو تا از این فیلم های زمانی رو ببینیم. 
یکی ش ماشین زمان که محصول 2002 ست. ندیده بودمش ... قشنگ بود. کاملا هیجان انگیزه ... دوست دارین ببینین اینم لینکش ... ماشین زمان .... 
یکی دیگه از فیلم ها، برگشت به آینده بود که محصول 1985 . شبیه همون رؤیاهای بچگی م. که با خودم می گفتم آدم برگرده عقب و بعضی معادلات زندگی رو بهم بزنه. مارتی از رابطه پدر و مادرش راضی نیست.  به طور اتفاقی سوار ماشین زمان دوستش می شه که تنظیم شده بوده حدود 30 سال پیش. و بر می گرده به اون زمان. با پدر و مادر خودش آشنا می شه ...  مادرش نزدیک بود که عاشقش مارتی بشه ... مارتی از فرصت استفاده می کنه و پدر و مادرش رو به هم جوش می ده ..  فیلم مهیجی هستش ... توی یوتویوب می تونید ببیننش .... 




۱۳۹۶/۵/۹

در را باز کن!

در را باز کن! چرا برایم از پشت پنجره دست تکان می دهی؟ چرا از پشت شیشه نگاه می کنی؟ می خندی چشمک می زنی و عشوه های دخترانه داری ....

۱۳۹۶/۵/۸

مصاحبه من با رادیوی فارسی زبان اسلو ـ راه ابریشم

یکی از امتیازات فیس بوک، یاد آوری خاطره ها در چنین ایامی ست. و یکی از این خاطره ها مصاحبه ی سال گذشته من  با رادیوی فارسی زبان راه ابریشم در اسلو می باشد. من در بخش اول این مصاحبه به سابقه فعالیت های هنری خود هم در ایران و هم در نروژ پرداخته ام.  از خانواده و شهر خود می گویم، از فعالیت های موسیقی در نروژ و تاسیس گروه آوانو و اقدام برای جمع آوری هنرمندان موزیسین و شناخت و کار با آنها تحت عنوان «آبگوشت پارتی هنرمندان» می گویم. در بخش دوم این مصاحبه در باره شعرها، نوشته ها و در کل کار نویسندگی ام حرف می زنم. 
 واقعیت این است که من هنوز یاد نگرفته ام که برای کارهای اینچنینی از قبل خودم را آماده کنم. از این رو گاهی حرفهایی را می زنم که شاید نباید در یک مصاحبه رادیویی گفت. در شروع مصاحبه به درخواست با یک قطعه موسیقی زنده آغاز می کنم. به هر حال این شما و این هم من ... 

۱۳۹۶/۵/۷

حس کتابخونی


این هفته بیشتر وقتم رو مثل بچه های خوب و سر به راه برای مطالعه ی کتاب گذاشتم. نمی دونم احساس کتابخونی خیلی بهتر از احساس پای اینترنت و دنیای مجازی نشستن ـه ... کمش اینکه کتابخونی اصلا ناراحتی وجدان نداره ... باید بگم تمام این هفته جز یک ساعت که برای خرید صرف وسایل خونه صرف شد، بیرون نرفتم. و مثل بچه های سر براه به کتابخونی پرداختم. حالا کتاب دوم رو هم شروع کرده م. شب ها دیگه بهانه ای برای بیدار موندن دارم. کتاب جدیدم هم رمان جالبی یه ... «مرد صد ساله ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد» نوشته یوناس یوناسون نویسنده ی سوئدی به ترجمه فرزانه طاهری ست.

داستان خیلی ساده شروع می شه ... همونکه از اسم کتاب معلومه ... ولی خیلی زود چنان تخیل نویسنده انسان رو به زوایای گوناگونی از ماجرا می کشونه که آدم باور نمی کنه ... باید بگم که تقریبا همه چیز رو این نویسنده می بینه ... البته که داستان یک داستان معمولی یه و تخیلات نویسنده حیرانم کرده ...

۱۳۹۶/۵/۶

خوشا ـ غزلی از عراقی با اجرای من

خوشا دردي!که درمانش تو باشي      خوشا راهي! که پايانش تو باشي
خوشا چشمي!که رخسار تو بيند        خوشا ملکي! که سلطانش تو باشي
خوشا آن دل! که دلدارش تو گردي   خوشا جاني! که جانانش تو باشي

غزل از عراقی 

۱۳۹۶/۵/۵

ملت عشق ـ معرفی کتاب


کیمیای عقل با کیمیای عشق فرق دارد. عقل محتاط است. ترسان و لرزان گام بر می دارد. با خودش می گوید: «مراقب باش آسیبی نبینی.» اما مگر عشق اینطور است؟ تنها چیزی که عشق می گوید این است: «خودت را رها کن. بگذار برود!» عقل به آسانی خراب نمی شود. عشق اما خودش را ویران می کند. گنج ها و خزانه ها هم در دل ویرانه ها یافت می شود، پس هرچه هست در دل خراب است. 

از قواعد چهل گانه شمس تبریزی 
برگرفته از کتاب «ملت عشق» نوشته ی الیف شافاک که یکی از بی سابقه ترین تیراژ فروش  کتاب های تاریخ ترکیه را رقم زده و به زبانهای زیادی ترجمه شده است. 
 این کتاب را هفته ی پیش که نزد دوست شاعرم جناب مظفر امینی بودم، پیشنهاد کرد. چنان مرا گرفت که دلم نیامد آنرا برایتان توصیه نکنم. در واقع یکی از محسنات این سفر اخیر به امانت گرفتن 3 کتاب بود که یکی از کتابها «ملت عشق» بود. دو روز و نیم وقت مرا گرفت تا خواندمش ... عین بچه ها ذوق می کردم که یک کتاب 500 صفحه ای به سرعت تمام کردم .. یکی از سایت ها در باره ی «ملت عشق»چنین نوشته: 

معرفی فیلم: رؤیاهای پروانه

«رؤیاهای پروانه» یکی از فیلم هایی است که پیشنهاد می کنم ببینید. با تصاویری زیبا و شاعرانه ... یک فیلم درام و رمانتیک که زندگی دو  این د...