۱۳۸۸/۴/۱


نامه به وزارت خارجه نروژ

امروز 22 ژوئن ساعت 1500 همچون روزهای دیگر ایرانیان در تبعید، روبروی وزارت خارجه نروژ در اسلو گرد هم آمدند و با سرود خوانی و سخنرانی مبارزات مردم ایران را گرامی داشتند. ایرانی ها با تحویل نامه ای به وزارت خارجه از دولت نروژ خواستند تا در مقابل نقض آشکار حقوق انسانهای بی گناه توسط حکومت اسلامی ساکت نشینند.
لازم به یاد آوری است که نماینده وزارت خارجه Jørn Gjelstad در میان جمعیت حاضر حضور به هم رسانده و متذکر شد که حتما به خواسته های مردم توجه خواهند کرد.
به عکس های امروز که توسط Marte Sæthre Berg گرفته شده است دقت کنید:
توماس 27 ساله که تقریبا هر روز در حمایت از ایرانی ها در تظاهرات ها حضور به هم می رساند امیدوار است که نروژی های بیشتری در این گردهمایی شرکت کنند تا صدای ایرانیان رساتر باشد. لازم است بگوییم که روی پیراهن توماس سنبل «آزادی برای ایران» حک شده است.



شعارهایی که امروز داده می شد عبارت بودند از:

Norge reaksjon ikke bare diskusjon

stopp volden nå!

løslatt politiske fanger

Nei til: fengsling

Nei til: tortur

Nei til: pisking

Nei til: steining

Nei til: henging

Nei til: dødsstraff

Nei til: tyranni

Ja til: frihet

Ja til: demokrati

Iran vil ha frihet

Ned med diktatur

Ned med islamske regimet

به منبع این مطلب که توسط همکارم گزارش شده توجه کنید:

http://mokhtar2.blogspot.com/2009/06/et-nske-om-vende-tilbake.html

۱۳۸۸/۳/۳۱

خبرنگارهای گمنامی به نام مردم ایران!

این عکس چقدر گویاست و همه ی حقایق را به جهانیان می گوید... کدام خبرنگار حرفه ای این عکس را گرفته است؟ البته که شما!
هنوز مایی هم که در خارج زندگی می کنیم از شوک جنبش عظیمی که نسیم امید و نشاط را در ما دمیده است در نیامده ایم. این فقط ما نیستیم، بلکه تمام جهانیان درحیرت فرو رفته اند. همه ی مردم جهان لحظه به لحظه همراه ما وقایع کشور را دنبال می کنند. رسانه ها دم به ساعت اخبار ایران را پخش می کنند. آنها با طرح اینکه به خبرنگاران ما اجازه عکس برداری و تهیه خبر در ایران داده نمی شود، از فیلم ها و عکس هایی که شما گرفته اید استفاده می کنند. باید به شما شهروند عزیز تبریک گفت. باید به شما آفرین گفت. شما دارید کار بزرگی را از نظر ژورنالیسم خبری انجام می دهید. اگر بگویم که شما با چنین کاری در جهان انقلابی بپا کرده اید، حرفی به گزاف نگفته ام.
دولت احمدی نژاد با پیش فرض اینکه با سانسور می تواند ارتباط مردم را با یکدیگر سد کند، دست به این کار زد. غافل از اینکه تکنولوژی امروز امکانات برتری را در اختیار مردم گذاشته و هم اینکه مردم جوان امروز، دیگر آن مردم بیسواد سی سال پیش نیستند. علاوه بر این «ممنوع کردن خبرنگاران و رسانه های جهانی!» احمقانه ترین کاری بود که وزیر نالایق دولت دست به آن زد. خبرنگار تلویزیون دو نروژ بعد از برگشت از ایران در حالیکه در استودیوی خبر با عصبانیت از این واقعه یاد می کرد گفت «هنوز مرکب حرف احمدی نژاد که گفته بود ایران یکی از دمکرات ترین کشورهای جهان است نخشکیده است.» همین یکی از رسوایی ها و اشتباهات بزرگ جمهوری اسلامی بود که کمک کرد تا سمپاتی و همدردی جهان نسبت به مردمی که در حال اعتراض بودند بیشتر شود. این کمک کرد که مردم جهان بیشتر به حقانیت این مبارزه پی ببرند. الان جمهوری اسلامی هیچ آبرویی نزد جهانیان ندارد. او به همه ی جهان نشان داد که پس مردم ایران حق دارند که می گویند به دولت اعتماد ندارند. واقعا به چنین دولتی که هیچ احترامی برای اطلاع رسانی ـ رکن اصلی دمکراسی ـ قائل نیست باید اعتماد کرد؟

یکی از همکاران من که مسئول بخش آنفورماتیک و اینترنت مدرسه است رو به من کرده گفت: «شما آدم های شجاعی هستید! در ضمن خوب می دانید که چطور از اینترنت استفاده کنید.» هیچکدام از آنها فکرش را نمی کردند که ایرانی ها اینطور بطور فعال اینترنت را در خدمت خود گرفته و بعنوان آلترناتیوی جدی در خبررسانی استفاده کنند. حتی جهان امروز هم تا این حد به امر اینترنت از این زاویه نگریسته بود که ایرانی ها کردند. هیچکس نمی دانست که چطور اینترنت می تواند در خدمت دمکراسی و خبررسانی آزاد باشد. ااما آقای احمدی نژاد خود باعث این شد. همین اشتباه را آقای خامنه ای هم کرد. او در پشت احمدی نژاد سنگر گرفت و به مردم نشان داد که هر چه داد داریم بر سر او بزنیم.
اکنون فریاد مردم ایران در تلویزیون های جهان طنین انداخته است. همه می بینند که چطور عکس آقای خامنه ای را به آتش می کشند. همه می بینند که چطور این روزها ما را به یاد روزهای 57 می اندازد. روزی که ناقوس سقوط نظام به گوش رسید...
این هم فیلمی از امروز که توسط این خبرنگارهای گمنام تهیه شده است.

حمایت جوانان نروژی از جوانان ایرانی


امروز 20.06. 2009 نیز به مانند روزهای دیگر ایرانیان مقیم نروژ برای گرامیداشت یاد مبارزان ایران در روبروی مجلس نروژ حاضر شده و با انجام سخنرانی ها و خواندن سرود، همگان را از آنچه در ایران می گذرد آگاه کردند. در این میان حضور جوانان نروژی چشمگیر بود. آنها آمده بودند تا حمایت خود را از جوانان ایران اعلام دارند. همه ی این جوانان پیراهن همشکلی به تن داشتند که به نروژی نوشته بود آزادی برای ایران.

در پشت این پیراهن ها هم «نه به دیکتاتور» نوشته شده است.




تلویزیون سراسری نروژ گزارش مفصلی از گردهمایی امروز تهیه و پخش کرد:
http://www.tv2nyhetene.no/utenriks/article2781342.ece
یکی از فعالین سیاسی سالمند نروژ در سخنرانی اش اشاره به I have a dream لوترکینگ کرد و گفت من نلسون ماندلا را دیده ام و باور دارم که بازنده اصلی حاکمان وقت ایرانند و برنده آزادی.
قرار شده است که روز دوشنبه آینده راس ساعت 1500 در روبروی ساختمان وزارت امور خارجه نروژ تظاهراتی برپا شده و از دولت نروژ درخواست شود تا با قاطعیت دولت ایران را در رابطه با سرکوب شدید ملت ایران محکوم کند.

مجموعه ی بیشتری از عکس و فیلم به همین مناسبت را در سایت نروژی من ببینید:
http://mokhtar2.blogspot.com/2009/06/norske-ungdommer-sammen-med-oss.html

۱۳۸۸/۳/۳۰

پس روحانیون کجایند؟


در تاریخ کشور ما تصویری که از حضور روحانیون (که بعد از انقلاب «آخوند» گفته شدند) در کنار مردم ایران برای احراز آزادی داده می شود اغراق آمیز است. به عبارتی بنظر می آید که طی سی سال حکومت روحانیون چنین تاریخی ساخته و پرداخته شده است. اجازه دهید وارد بحث تئوریک و تاریخی نشویم. گویند بعد از انقلاب اسلامی صدا و سیمای حکومت بسیار تلاش کرد تا تصویر و فیلم هایی از حضور روحانیون در میان مردم و همراه مردم در آن حرکت های اعتراضی قبل از انقلاب 57 پیدا کرده و نشان دهد، ولی موفق نشد. بسیاری از فیلم هایی را که می بینیم در آن آخوندها روی اتوبوسی به شعار دادن و تهییج مردم مشغولند یا در دم دمای انقلاب به وقوع پیوسته یا هم که به کمک «تکنولوژی مونتاژ» که جمهوری اسلامی در آن استاد است، امکان پذیر شده است. شما نگاه کنید به عکس هایی مثلا از17 شهریور یا دیگر اعتراضات قبل از انقلاب! اصلا تصویر «یک آخوند» هم در میان جمعیت دیده نمی شود. خیلی ها به اشاره معتقدند که این آقایان فقط در موقع میوه چینی است که به کارزار مبارزه می پیوندند. آیا الان هم چنین اتفاقی در حال افتادن است؟

اینروز ها ما شاهد میلیونها تن از مردم هستیم که به خیابان ها سرازیر شده اند، در یوتوب صدها عکس و فیلم از حضور مردم ثبت است ولی دریغ از وجود «یک آخوند»! این در حالی است که آقای محسن کدیور به بی بی سی می گوید که «روحانیون از جنبش تنباکو به این ور همیشه در کنار مردم بوده اند و مبارزه ی آنها را همراهی کرده اند.» (نقل به مضمون)

سایت بی بی سی همچنین در این مورد نوشته است که «اعتراض های عمومی شکل گرفته در روزهای اخیر در ایران به گفته صاحب نظران، نخستین حرکت بزرگ اجتماعی در این کشور بعد از ماجرای تحریم تنباکو و سپس انقلاب مشروطه است که روحانیت در آن نقش چندانی ندارد.»
بنا به گفته ی بی بی سی تا کنون فقط سه تن از روحانیون تراز اول موضع گیری روشنی نسبت به اعتراضات داشته اند. آقای منتظری، صانعی و اردبیلی. تازه آقای منتظری هم حرف اصلی اش این است که «مشروعیت نظام در خطر است». به عبارتی دغدغه ی «مشروعیت» است که باعث عکس العمل شده و نه نفس حرکت آزادیخواهی مردم! این مقاله می افزاید: « بر این اساس از دیدگاه کارشناسانی همچون مهدی خلجی، پژوهشگر مسائل اسلامی در واشنگتن، واقعه نشان از آن دارد که تحولات سی سال گذشته، مرجعیت را از یک نهاد مستقل مدنی به یک جایگاه وابسته حکومتی سوق داده است به طوری که حتی آیت الله صانعی نیز در پاسخ میر حسین موسوی گفته ـ مبنی براینکه مراجع باید به این تقلب اعتراض کنند ـ که تذکر او حاصلی نخواهد داشت.»

مردم ایران روزهای پر التهابی را می گذ رانند. همین دیروز در سایتی نویسنده ی نروژی وبلاگ هموطنان خود را تشویق به حضور در تظاهرات روز شنبه ـ امروز ـ در جلو مجلس قانونگذاری اسلو ـ برای حمایت از مردم ایران می کرد. آیا در حالیکه اکثر شهروندان دنیا نگران آنچه که در ایران می گذردهستند، شایسته است که روحانیون بر تخت سلطانی تکیه زده و دم وا نکنند؟!

از مولوی نقل است که در یک روز خوش بهاری در بین مسافرانی که با کشتی عازم بودند، شیخی به جوانی گیر داده از او می پرسد که ای جوانک «علم نحو دانی؟» پسر نگاهی به شیخ کرده و از خجالت پاسخ می دهد: نه! شیخ بر آشفته می شود و با طعنه می گوید که «پس نیم عمرت بر فناست!»
از این میان ساعتی نمی گذرد که هوا طوفانی شده و کشتی گرفتار امواج عظیم الجثه می گردد. چنان که کشتیبان امر می دهد که هر کس جان خویشتن را بردارد و خود را نجات دهد. در نتیجه هر کس به تلاطم افتاده و خود را در آب می اندازد تا بلکه نجات یابد. از قضا همان جوانک که آماده ی شیرجه زدن در امواج خروشان دریا بود شیخ را می بیند که هراسان در کناری نشسته است و دعا می خواند. جوان از او می پرسد: «یا شیخ علم بحر دانی؟» ملا با خجالت در جواب گوید: نه! پسرک نیشخندی زده و می گوید: «پس تمام عمرت بر فناست!» و از کشتی به دریا می پرد.


۱۳۸۸/۳/۲۷

نروژی ها هم به کاروان اعتراض پیوستند


بنظرم امروز یکی از تاریخی ترین و زیباترین روزهای «فعالین سیاسی» در نروژ بود. فعالینی که در طول سالها هرگز قادر نشده بودند تعداد قابل ملاحظه ای از ایرانی ها را دور هم جمع کنند تا دلی از عزا در آورده و صدای اعتراض خود را بلندتر برسانند، امروز کیفشو بردند.
«عفو بین الملل نروژ» که بشدت حوادث ایران را پی گیری می کند، امروز از عموم مردم دعوت کرد تا در مقابل مجلس ملی نروژ اجتماع کنند. این گردهمایی برای حمایت از جنبش ضد استبدادی داخل ایران تشکیل شده بود.
نماینده عفو بین الملل (عکس زیر) طی خوش آمدگویی به شرکت کنندگان وضعیت پر التهاب ایران را برای حضار تشریح کرد. و با توجه به سانسور شدید در ایران گفت که ما باید صدای ایرانیان را به گوش همه ی جهانیان برسانیم.
(عین مطلب را در سایت نروژی من هم بخوانید:

جالب است بدانید که تمام نماینده های احزاب نروژی در این گرد همایی حضور داشتند. نماینده ی حزب مردم مسیحی نروژ اعلام کرد که ایرانی ها باید بدانند که ما در کنار آنها هستیم. و در این مبارزه آنها را یاری می دهیم.

نماینده حزب سوسیالیست چپ نروژ با حرارت از لزوم وجود یک ایران آزاد صحبت می کند.

نماینده حزب چپ نیز با استناد به قرآن هر گونه قتل شهروندان ایرانی را به نام اسلام مذموم دانست.

ممازیار کشوری نماینده حزب رفاه که حزبی دست راستی است، نیز با سخنان آتشین تنها راه پایان یافتن محرومیت و سرکوب ها را تعویض سیستم سیاسی در ایران دانست.

همانطور که گفتم جمعیت کثیری از ایرانی ها در این گردهمایی حاضر شده بودند. و اینبار گویا ترسی به دل نداشتند. سایت رسمی دیدبان حقوق بشر تعداد حاضرین را بیش از سیصد نفر اعلام کرد.
مردم در حین سخنرانی نماینده احزاب حرف آنها را تایید کرده و آنها را تشویق می کردند.

حضور بچه ها هم مثال زدنی است.
نمایند حزب کارگر ـ حزب حاکم ـ نیز حضور به هم رساند و از حرکت آزادیخواهی ایرانیان دفاع کرد. این نماینده در آخر به زبان فارسی شعار «مرگ بر دیکتاتور» را سر داد که جمعیت نیز با حرارت شعار او را تکرار کردند.

حضور جوانان پرشور برای اولین بار بسیار توجه همگان را جلب می کرد.
بعد از پایان سخنرانی ها شرکت کنندگان به طرف سفارت ایران در اسلو براه افتادند. و در مسیر این راه طولانی به شعار دادن پرداختند.
برای نروژی ها هم این اجتماع پر شور جالب بود.

و در آخر گردهمایی در مقابل سفارت ایران.

حضور دیگر خبرنگارها از رسانه های مختلف قابل رؤیت بود.
حمل پلاکات هایی که در آن عکس هایی از تظاهرات تهران که در آن حمله ددمنشانه مامورین انتظامی را نشان می داد توجه هر کسی را جلب می کرد.







قرار شده است که تا مدتی هر روز این اعتراضات و احساس همدردی با جنبش ضد استبدادی در ایران ادامه پیدا کند. به قول یکی از شعارها که می گفت:

تا احمدی نژادِ ــــــــــــــــــ هر شب همین بساطِ

طبق اطلاع قرار است فردا پنج شنبه ـ 18 جونی ساعت 19.00 مقابل سفارت گردهمایی باشد.

و روز شنبه 20 جونی ساعت 1200 روبروی مجلس قانونگذاری این اعتراضات ادامه دارد.

در همین رابطه به سایت دیدبان حقوق بشر مراجعه کنید.

http://www.amnesty.no/web.nsf/pages/index

معرفی فیلم: رؤیاهای پروانه

«رؤیاهای پروانه» یکی از فیلم هایی است که پیشنهاد می کنم ببینید. با تصاویری زیبا و شاعرانه ... یک فیلم درام و رمانتیک که زندگی دو  این د...