۱۳۹۳/۶/۱۷

یک خاطره از ودود مؤذین زاده




وقتی این اجرای دستگاه یا مقام «راست پنج گاه» را از ودود مؤذین زاده شنیدم، یاد خاطره ای افتادم که بد نیست اینجا نقل کنم.
بهار سال 1368 بود. من تازه به توسط دوستان آذری به بعضی از محافل موسیقی آذری در تهران راه یافته بودم. این آشنایی با دوستان خود داستانی دارد که بماند برای بعد. خلاصه در یکی از مجالس بود و مشغول نوازش سازم بودم و روح آن را در فضای آنجا می پراکندم، که گفتند یکی می خواهد در همین دستگاه راست با من بخواند. آرام و با وقار کنار من نشست. در دستش «قاوالی» بود. پرسیدم از کجا بزنم. گفت: سول بالا... فکر کردم که اشتباه می کند. نگاهش کردم و پرسیدم: مطمئنید؟ ... با همان وقار گفت: بزن نگران نباش ... و وقتی دستم به ساز رفت او صدایش را چنان در سالن پیچاند که من ساز را لحظه ای زمین گذاشتم و برایش همراه با دیگران دست زدم. ... 

وقتی برنامه تمام شد از دوستم پرسیدم این کی بود. گفت: نمی شناسی؟ ودود بود. مؤذین زاده ... من البته مؤذین زاده اردبیلی را می شناختم که صدای بی نظیر و حنجره ی بی همتایی داشت که بسیار هم معروف بود. دوستم گفت: این برادر زاده اوست ... 
باورم نمی شد که صدا هم ارثی باشد... 

حالا می بینم که در مراسم گرامیداشت «هابیل علی اوف» غول کمانچه ی آذربایجان نشسته و انگار همان نغمه را می خواند ... 
یادش بخیر ... آن زمان هنوز ودود در قله ی اوج شهرت نبود... امروز او یکی از بهترین خواننده های اذربایجان شمرده می شود. و من این خاطره را با افتخار نقل می کنم.
البته قسمت کامل این برنامه رو می توانید در این صفحه فیس بوک ببینید. 

اینجا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

رضا شاه بخشی از تاریخ ما

آیت الله خلخالی را می بینید که گویا قرار بود رضا شاه را نبش قبر کرده و جسد مومیایی شده ی او را بسوزاند، که موفق نشد  من خشم روحان...