۱۳۹۰/۱۱/۳

دعوت به همکاری برای تشکیل یک گروه هنری


اگر در طی زندگی خود هنری داشته ای و آرزومند بوده ای تا آن را روی صحنه ببری ولی این امکان برایت نبود و نتوانستی آنرا با دیگران قسمت کنی، الان زمانش فرا رسیده است. نشستن جایز نیست. آیا می دانی که هنر تو می تواند در خدمت جامعه ی فرهنگی غربت زده ی ما قرار گیرد؟ آیا می دانی که هنر تو باعث می شود تا دیگران نیز به حرکت در آیند و به خود باور کرده و امیدوار شوند؟ پس معطل نکن!  فکر چه کنم چه نکنم ها رو نکن ... حرکت کن! همین! باید همه بدانند که تو چه هنری داری. باید همه بدانند که تا حالا غفلت کردی، اما هنوز هم پیشتاز هستی .. شوخی نمی کنم با تو ام، تو ....
... 

مدتهاست که با این پروژه در گیر هستم. و خودم هم می دانم که احتیاج به صرف نیرو، انرژی زیادی است. و از همه بدتر بی قراری!  خب: 
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ـ آسودگی ما عدم ماست
گفتم شیون یکبار و مرگ هم یکبار. یا می شویم یا نمی شویم.دلم می خواهد که ما هم یک شناسنامه ی فرهنگی داشته باشیم. یک کار ماندگار. فکر کردم که اصلا باختی در کار نخواهد بود. آخرش این که با دوستان هنرمند جدیدی آشنا می شویم. و یا حداقل می فهمیم که چه عزیزانی در این حیطه کار می کنند. از این رو بالاخره دست به دامن  فیس بوک شده و  از دوستان و آشنایان هنرمند دعوت به همکاری نمودم. 

هنوز هم می کنم. و دوست دارم که هر کسی به اندازه ی توان خودش همت کرده پا به میدان بگذارد... 

خوشبختانه  ظرف همین چند روز استقبالعالی بود. خودم انتظار نداشتم. دوستان خوبی اعلام همکاری کردند. نوازنده هایی که آنها نیز مدتهاست به طور متفرقه کار می کنند.
گفتم تا گرم است پتک را بکوبیم. تمرینات را شروع کرده ایم. با یک گروه کوچک کر. با بعضی از موزیسین ها نیز از طریق اسکایپ ارتباط برقرار کرده، و تمرینات را شروع کرده ایم. امیدم این است که بزودی یک گروه کاملی داشته باشیم. و علاوه بر موسیقی، در زمینه ی «رقص»، تئاتر، و برنامه گردانی کارهای قابل توجه ای انجام دهیم.

خوشحالم.
با من از طریق ایمیل زیر تماس حاصل کنید. mokhtar.barazesh@hotmail.com

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

رضا شاه بخشی از تاریخ ما

آیت الله خلخالی را می بینید که گویا قرار بود رضا شاه را نبش قبر کرده و جسد مومیایی شده ی او را بسوزاند، که موفق نشد  من خشم روحان...