این هفته
بیشتر وقتم رو مثل بچه های خوب و سر به راه برای مطالعه ی کتاب گذاشتم. نمی دونم
احساس کتابخونی خیلی بهتر از احساس پای اینترنت و دنیای مجازی نشستن ـه ... کمش
اینکه کتابخونی اصلا ناراحتی وجدان نداره ... باید بگم تمام این هفته جز یک ساعت
که برای خرید صرف وسایل خونه صرف شد، بیرون نرفتم. و مثل بچه های سر براه به
کتابخونی پرداختم. حالا کتاب دوم رو هم شروع کرده م. شب ها دیگه بهانه ای برای
بیدار موندن دارم. کتاب جدیدم هم رمان جالبی یه ... «مرد صد ساله ای که از پنجره
فرار کرد و ناپدید شد» نوشته یوناس یوناسون نویسنده ی سوئدی به ترجمه فرزانه طاهری
ست.
داستان
خیلی ساده شروع می شه ... همونکه از اسم کتاب معلومه ... ولی خیلی زود چنان تخیل
نویسنده انسان رو به زوایای گوناگونی از ماجرا می کشونه که آدم باور نمی کنه ...
باید بگم که تقریبا همه چیز رو این نویسنده می بینه ... البته که داستان یک داستان
معمولی یه و تخیلات نویسنده حیرانم کرده ...