۱۳۸۷/۶/۲

فستیوال درامن Drammen Elvefestival با مردم برای مردم

یکی از راههای شناخت ملت ها، شناخت چگونگی صرف اوقات فراغت آنهاست. اینکه واقعا این مردم وقت بیکاری شان را برای چه کاری و در کجا صرف می کنند. اینکه چه فعالیت هایی دارند. برای نروژی ها که یک زندگی مدرن را تجربه می کنند، «تفریح کردن» و «شادگذرانی زندگی» یکی از مهمترین اصول زندگی است. به همین منظور امکانات فراوانی چه از طرف دولت و چه از طرف خود مردم برای این منظور ایجاد شده است. این مردم سعی می کنند خود را از اخبار ناراحت کننده دورنگه دارند. در عوض تا دلت بخواهد راجع به چیزهای مفرح بخش مطلب می خوانند و یاد می گیرند. در روزنامه ها «چطور شاد باشیم؟» همیشه بیشترین خواننده را به خود اختصاص می دهد. این مردم شاد بودن را برای زندگی ضروری و مثبت می دانند. از این رو آدم های شاد را دوست دارند و از آدم های اخمو دوری می کنند. اینها از کسانی که با صدای بلند حرف می زنند بدشان می آیند و دنبال آرامش و تسکین روح هستند. از این روست که خوانندگان و موزیسین ها در اینجا جایگاه و یژه ای داشته و دارای اعتبار اجتماعی فراوان هستند. بیخود نیست که شما در این کشورها اول خوانندگان و موزیسین هایشان را می شناسد و بعد اسم نخست وزیر و یا حتی شاه به گوش تان می خورد! در روزنامه ها و رسانه ها اين هنرمندان هستند که تیتر اول را تسخیر کرده اند. و یکی از تفاوت های اساسی این جوامع با جوامع ما در اینجا این است که «غم سازی»، «اندوه گرایی»، «مرده پرستی» و «عزاداری» از برنامه ی زندگی این مردمان حذف شده است.

بنابر این کمترین کاری که «جای خالی ما» با انتشار مطالب و عکس های اینچنینی نصیب خوانندگان مخصوصا ایرانی خود می کند اینکه به آنها می فهماند مردم دنیا در کجا ایستاده اند! در همین تابستان من در گزارش تصویری به نام
رمز و راز دنیای دنیای رنگارنگ غربی از شهر «Gavle» در سوئد نوشتم و گفتم که شهردار این شهر چگونه برای جمع کردن مردم دست به ابتکارات می زند. و این فقط مختص شهردار این شهر کوچک سوئد نبوده، در این دنیای رنگارنگ همه تلاش می کنند که این هدف را عملی سازند. Drammen یکی از شهرهای همجوار اسلو است که در دو طرف رودخانه ای زیبا قرار گرفته است. در این شهر هر ساله در آخر تابستان فستیوالی به همین نام برگزار می شود تا مردم دور و نزدیک را به این شهر بکشاند.

این فستیوال که Drammen Elvefestival «فستیوال رودخانه درامن» نام دارد، با شرکت گسترده ی مردم برگزار می شود. و این «شرکت گسترده» که عرض می کنم با «شرکت گسترده» در کشور ما فرق دارد. در واقع به چنین فستیوال هایی را folkefest یا جشن های مردمی می نامند. که هر ساله توسط سازمان های مخصوصی برگزار می شود. در این فستیوال Festivalstiftelsen Drammen برگزار کننده ی این برنامه بوده است.


من با این گزارش تصویری در «جای خالی ما» و گزارش های تصویری قبلی سعی کرده ام تصویری هر چند کوچک از این «ملت خارجی» و فرهنگشان در اختیار خوانندگان معدود خود قرار داده و به اصطلاح این «جای خالی» را تا اندازه ای پر کنم. در ورود به شهر صدای موسیقی از هر کجا به گوش می رسد. حتی از نقاط مختلف مردم بساطی در گوشه ای پهن کرده و موسیقی خود را به نمایش می گذارند. در تصویر سرخ پوستان پرو با لباس های خود و موسیقی بسیار زیبا مردم را دور خود جمع کرده اند. این سرخپوست جوان پرویی هم در حاشیه کنسرت CD های خود را برای فروش عرضه می کند. در این قسمت از شهر مردم جمع شده اند و با صرف آبجو موسیقی گیتار را گوش می دهند:

در اینجا نوجوان دوازده ـ سیزده ساله ای را می بینیم که در حال نواختن جاز است. این فستیوال بهترین فرصت برای همه ی نوجوان هایی است که هنری در خود دارند و دنبال فرصت می گردند تا آنرا نمایش دهند. این جوانک به دلیل سن پایین و مهارت زیادی که در نواختن جاز از خود نشان می دهد تماشاچیان زیادی را دور خود جمع کرده است. گروه تئاتر سیار که با نمایش های عجیب و غریب در شهر براه افتاده و ضمن سرگرم کردن مردم برای مدرسه تئاتر خود نیز تبلیغ میکند:نمایی از مردم در فستیوال:نمایی از فواره ای در یکی از پارک های درامن: نقاشان جوان تابلوهای خود را به معرض نمایش و فروش گذاشته اند:رزمی کاران نیز با نمایش های رزمی جوانان را ترغیب می کنند تا در کلاس های آنها شرکت کنند: یکی از جالب ترین قسمتها نمایشگاه اتومبیل هایی قدیمی بود. افرادی که صاحب اتومبیل های قدیمی هستند با نمایش اتومبیل ها در این فستیوال بطور داوطلبانه شرکت می کنند: این هم ژیان مراد برقی خودمان: بعضی از راننده ها به اتفاق خانواده بر اتومبیل های خود سوار شده و محوطه را دور می زنند. بعضی از آنها نیز با لباس های دهه ی 50 ـ 60 ظاهر می شوند که به نمایشی تر شدن فضا بیشتر کمک می کند.


این جوانان با اختصاص دادن یک غرفه به خود کلاس رقص خود را تبلیغ می کنند. «رقص سالساSalsa» امروزه بسیار در نروژ طرفدار دارد. آنها برای اینکه ما را ترغیب به شرکت در کلاس هایشان کنند نمایشی از رقص سالسا را نیز در آنجا برگزار کردند:
نمایی از اسباب بازیهایی که برای فروش در بازار گذاشته شده است:


اندکی از نصف روز گذشته کارناوال آدمها راه می افتد که با تبلیغ شرکت ها و فراورده های خود همراه است: به قیافه های عجیب و غریب این کارناوال چی ها دقت کنید. آنها برای اینکه دقت مردم و بچه ها را جلب کنند دست به هر کاری می زنند:
گروه موزیک که با یک اتومبیل قدیمی حمل می شود: تبلیغ شرکت ساختمان سازی: « برای شما راحتی می آورد»: و قایق پلیس که خود دیدنی است از دور در میان رودخانه مراقب اوضاع است. (البته برای احیانا برقراری نظم نه سرکوب مردم!) این هم تبلیغی برای اینکه شماره های اورژانس و پلیس به موقع ضروری فراموش نشود: (بیماری خونین در وسط تخت و دو نفر ـ پرستار و پلیس ـ که ظاهرا برای حفظ جان اوست، ولی بیمار می خواهد که از دست آنها فرار کند) همه ی این نمایش با پخش موزیک در خیابان انجام می شود. نمایی از استقبال مردم از کارناوال:
دو خانم که مشغول حمام کردن در داخل یک وان سیار قرار دارند ،صرفه جویی مصرف آب را تبلیغ می کنند: و شروع مسابقات قایقرانی که شامل شرکت کنندگان از دیگر کشورها نیز می شد: و ایرانی ها که غرفه ای را به خود اختصاص داده بودند تا غذایی ایرانی Persisk matعرضه کنند. «کباب کوبیده» یکی از این غذا ها بود که نوش جان شد:
Foto: Mokhtar

۱۳۸۷/۵/۲۷

پارکی که باعث شهرت اسلو شد: Frognerparken

پارک فروگنر یا ویگلاند Frognerparken یکی از دیدنی ترین ها در اسلو ست که معروفیت جهانی داشته و توانسته است نظر بیشتر توریست های جهان را به خود جلب کند. بسیاری از توریست ها به منظور دیدن این پارک به اسلو سفر می کنند. به عبارتی هدف موسسین این پارک هم همین بوده است: «جلب توریست!» چرا که کسب درآمد از توریست برای کشور سردسیری مثل نروژ که قبل از کشف نفت ـ تا قبل از دهه ی 1960 ـ بسیار فقیر بوده است می توانست اهمیت حیاتی داشته باشد.
اماعلت معروفیت این پارک وجود پیکر های عریانی از انسان است که «جلوه های حیات» را در حالت های مختلف انسانی نشان می دهد: «امید» ،«رشد»، «عصبانیت»، «عشق»، «حسادت» «حرص» و غیره سوژه هایی بوده است که پیکرتراش ها سعی کرده اند آنرا در وجود بی جان سنگ ها جان بخشند. 312 مجموعه ی سنگی از جنس سنگ گرانیت، برنز و آهن که جمعا حدود 600 فیگور و پیکر انسانی را تشکیل می دهد در قسمت های مختلف پارک قرار داده شده است. همه ی این فیگورها از روی طرحهای هنرمند برجسته ی نروژی گوستاو ویگلاند Gustav Vigeland(1869- 1943) و زیر نظر خود او سنگ تراشی شده اند.
این ایده در واقع در سال 1914 که نروژ جشن صد سالگی قانون اساسی خود را برپا می کرد به مغز سازنده آن خطور کرد. او در نظر داشت تا «پایتخت نروژ را صاحب پارکی سازد که در هیچیک از کشورهای دنیا نظیرش پیدا نشود.» در سال 1930 ایده ی او بطور رسمی مورد پذیرش قرار گرفت و اطراف پارک فروگنر در حومه ی اسلو برای این کار تخلیه شد. اما این کار حدود بیست سال زمان برد، و در سال 1950 در حالی کار پارک به پایان رسیده بود که دیگر گوستاو در حیات نبود.
Foto: Fathollah
















با تشکر از فتح الله بخاطرعکس ها ی زیبا و ارسال آنها

۱۳۸۷/۵/۱۵

دو استاد موسیقی ایرانی و آذربایجانی در کنار هم!

دو استاد موسیقی در کنار هم نشسته اند. استاد محمد رضا شجریان از ایران و هابیل علی اوف استاد بی چون و چرای کمانچه از آذربایجان... اين فیلم مربوط به سالها پیش است ولی هنوز ارزش نگاه کردن دارد...
و آهنگ جاودانه «مرغ سحر»

۱۳۸۷/۵/۱۰

غربت و عروسی ایرانی ها


بعضی از ایرانیها با غربت خوب کنار آمده اند. آنها خود را پیدا کرده اند و با انتخاب بهترین ها از هر دو فرهنگ (ایرانی و غربی) نمونه و الگویی ارائه داده اند که بنظرم می تواند برای دیگر ایرانی های غربت نشین هم قابل استفاده باشد.
هفته گذشته به دنبال سفرهای تابستانی ام با خانواده، به یک عروسی ایرانی در سوئد دعوت بودم. داماد از خانواده ای ایرانی و عروس سوئدی بود. برایم جالب بود که این همزیستی فرهنگی چگونه انجام می شد!
مهمترین بخش از عروسی که خانواده ی ایرانی را به خود مشغول کرده بود، چگونگی برگزاری «مراسم سفره عقد» بود. در واقع این را باید به حساب نمایش فرهنگی خانواده ی داماد گذاشت. اما آنچه که جالب تر از همه بود این که هیچکدام از خانواده ها تمایلی نداشتند به اینکه این مراسم به شیوه ی معمول و سنتی با ظواهری مذهبی برگزار شود. از این رو دست به ابتکار و نوپردازی هایی زدند که هم جالب بود و هم به مزاج ایرانی های خارج نشین سازگار! به طوری که جای هیچ حرف و حدیث باقی نمی گذاشت.

سفره عقد مخصوص خارج کشور!
سفره عقد که با توری آبی رنگی مزین شده بود بسیار زیبا می آمد. آنرا در حیاط سرسبز سالن جشن بین دو درخت تنومند پهن کرده بودند.


مهمانان در بدو ورود با شامپاین خوش آمدگویی شدند. سپس به دو زبان فارسی و سوئدی توضیحاتی در مورد مراسم ازدواج ایرانی و مفهوم اجزای سفره عقد که بسیار رنگارنگ و متنوع بود داده شد. مفهوم همه ی اجزای سفره عقد به دو زبان فارسی و سوئدی در کاغذی تحریر شده بود و در دسترس مهمانان قرار گرفت.
آنچه که جالب تر از همه می نمود اینکه در سفره عقد به جای «عاقد» و به جای اینکه اول زندگی را با دروغ شروع کنند (عروس رفته گل بچینه!) و یا اینکه در همان اول زندگی «رشوه خواری» را تبلیغ کنند (عروس سرزبونی می خواد) از «دیوان حافظ» استفاده شده بود. درحین مراسم «قند سابیدن روی سر عروس و داماد» که حدود پانزده دقیقه به طول انجامید به جای خواندن خطبه ی عقد، اشعاری از حافظ خوانده شد. یک گروه سنتی موسیقی نیز در کنار سفره حاضر بودند و بین دیکلمه به نواختن موسیقی مشغول بودند. مهمانان که دور سفره ی عقد را گرفته بودند در سکوت به موسیقی و دیکلمه اشعار حافظ گوش می دادند. در بین دیکلمه ها ترانه هایی نیز از هنرمندان ایرانی اجرا شد و جمعیت حاضر با خواننده ی هنرمند هم نوا شدند.
مفهوم سفره عقد
برپايي سفره ي عقد از يکي از سنت هاي قديمي ايراني سرچشمه مي گِيرد که قبل از مراسم ازدواج توسط خانواده ي عروس در خانه ي او تدارک ديده مي شود. اين سفره با نيت و آرزوي سعادت و خوشبختي براي زوج جوان برپا می شود. در واقع سفره ی عقد نوعی خوش آمد گويي به عروس و داماد است که بوسيله ی مراسمی اين منظور انجام می شود..
محتويات سفره ي عقد:

1. آينه: آينه نماد یکرنگی و صداقت است و در جايي از سفره قرار مي گيرد تا عروس و داماد بتوانند خود را در آن ببينند. و با نگريستن در آن دلهايشان نسبت به هم مانند آينه صاف و زلال باشد.
2. شمع و شمعدان: به نشانه ي استمرار روشنايي در زندگي آينده ي زوج جوان و گرمي بخشيدن به زندگي جديد آنهاست.

3. نقل و نبات و شيريني: همه ي اينها نماد ارمغان آوردن شيريني و شيرين کامي زوجين است. (بعد از پايان مراسم عقد، شيرينی يا نقل هايي که تزيئن شده است بين مهمانان توزيع می شود)
4. نان و پنير و سبزي: که هر کدام معناي مخصوصي را القا مي کند. نان در سفره به نشانه ي
برکت و روزي گذاشته مي شود. رنگ سفيد پنير نشانه سفيد بختي است و سبزي نماد طراوت و سرسبزي و خرمي است. (سبزي عقد، عبارت است از سبزي خوردن که از تره، ريحان، شاهي، نعناع، تربچه و پيازچه تشكيل مي شود)
5. تخم مرغ:نماد تولد وتداوم نسل است (به نيت ادامه نسل زن و مرد و باروري ازدواج آن دو مي باشد.)
6. فندق، گردو و بادام: پوستي محکم و دروني مقوي دارند. به اين معنا که زوجين در زندگي مقاوم و قوي باشند.
7. ميوه: رنگارنگي ميوه ها نشانه ايست از رنگارنگي و تنوع نعمت هاي زندگي
8.
سكه: براي افزايش روزي عروس و داماد سر سفره ي عقد گذاشته مي شود. (بعضي ها با سکه مطالبي مثل «مبارک باد» مي نويسند)

9. گل: نمادي است از عشق زوجين. به اين معنا که زندگي شان را بر پايه ي عشق و محبت بنا نهند.
10. کتاب:نشانه ي اهميت دانش در زندگي زوج جوان است
11. غزال: در فرهنگ و اسطوره های آذربانجاني زيبايي و ظرافت را به آهو و غزال (جئیران، مارال) تشبيه مي کنند. ( و در اینجا خانواده ی داماد از ترکان آذربایجانی بودند)
12. كله قند و مراسم کله قند ساييدن: يك
جفت كله قند هم شكل و هم اندازه روي پارچه اي بر سر عروس و داماد به نيت فروباريدن شادي و شييرني بر سر آنها طي زندگي مشترك صورت مي گيرد.
13. عسل و مراسم عسل در دهان گذاشتن: این مراسم پس از جاري شدن صيغه عقد برگزار می شود به منظور آن كه در آینده عروس و داماد شیرین کام بوده یکدیگر را عزیز بدارند.

14. اسپند: به نيت دور داشتن چشم بد از وصلت و جان عروس و داماد دود داده می شود. (در اینجا اسپند را به شکل قو تزئین کرده بودند)

جشن و شادمانی

در قسمتی از عروسی ما شاهد برنامه هایی بودیم که نشانگر ذوق وهنر برگزار کننده گان بود. «رقص گیلانی» یکی از این برنامه ها بود که زینت بخش مجلس بود. آنچه که این رقص ها را زیباتر می کرد استفاده از موسیقی فولکلوریک گیلان و ملبس شدن رقصندگان به لباس های محلی گیلانی بود. (بسیاری از کارکنان سوئدی لوکال که وظیفه پذیرایی از مهمانان را به عهده داشتند در این دقایق دست از کار کشیده و محو اجرای برنامه این هنرمندان بودند که از قبل تمرین و با هم آهنگی خاصی اجرای برنامه کردند)
در بخش دیگری از برنامه ما شاهد رقص آذربایجانی نیز بودیم. انجام حرکات تند و نمایشی با لباس ملی و زیبای آذری به شکوه جشن لذت بیشتری می داد.

در بخش های مختلف دیگر ما شاهد رقص عربی هم بودیم که با هنر هر چه تمامتر توسط هنرمند جوانی که از اعضای خانواده بود اجرا شد.

ـبقیه مراسم شام و کیک و رقص چاقو به رسم معمول برگزار شد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ضمن تشکر از فرشید و فتح الله به خاطر عکس های زیبا

معرفی فیلم: رؤیاهای پروانه

«رؤیاهای پروانه» یکی از فیلم هایی است که پیشنهاد می کنم ببینید. با تصاویری زیبا و شاعرانه ... یک فیلم درام و رمانتیک که زندگی دو  این د...