۱۳۸۲/۸/۲۵

نقطه ی قرمز یا نقطه ی تاریک!

آیا زمان آن فرا نرسیده است که جهان اسلام به خود آید و راه سعادت خود را بدور از تاثیرات ایدئولوژیک در همین جهان جستجو کند و سهم خود را با آگاهی از دنیایی که به آن تعلق دارد بستاند؟
ـ باید باور کنیم آنهایی که برای چپاول چنین ثروت عظیمی که مسلمانان دارند دندان طمع تیز کرده اند حاضر نیستند که مابا ورود به این مقوله ها به یک زندگی مطلوب دست یابیم، مهذا با طرح نقطه های قرمز که عملا به نقطه های کور و تاریک مبدل شده مارا از ورود در حیطه ی آن و بحث در حوزه آن ممنوع کرده اند

بحرانی که جهان اسلام را از لحاظ اجتماعی فرا گرفته، باعث شده آن را به عرصه ای کشاند که در مقابل تمدن بشری مجبور به موضع گیری کند. متاسفانه این موضع گیری نه از زاویه ی عقلانیت بلکه از دریچه احساس موضوعیت دارد. به همین خاطر طیفی از جهان اسلام سفیر و نماینده ی این تفکر گردیده که اصرار در بنیادگرایی داشته و قادر به پاسخگویی نسل برآمده از جامعه ی عقب افتاده ی خود نیز نیست. مهذا نمایش رجز خوانی های این طیف گسترده با ادامه بازی و یا تفلب به شیوه همیشگی که همانا با پروژه ی دشمن سازی در جهان همساز بوده دیگر در قرن حاضر و دهه ی اخیر بخصوص جواب نمی دهد. اسلامی که زمانی هویت خواهی گروهی از مردمان را در گوشه ای از جهان ترمیم می کرد و باعث می شد که مبارزات آنها برای استقلال و مدنیت خودی مفهومی حق طلبانه جلوه گر کند امروزه مسیری کور را دنبال کرده و عناد آمیز اصرار دارد نشان دهد که همه ی آنچه که گذشت فقط و فقط یک فیگور پوشالی بوده است. امروزه با سایه ای که این طیف بر رهبریت جهان اسلام انداخته نشان داذه که جز وفاداری به جزمیت و شرمندگی محض در مقابل علم و پیشرفت به مثابه اندوخته های بشری و درماندگی ناشی از فقر و فلاکت با وجودیکه ثروت طبیعی سرشار نصیب « امت » آن گردیده ارمغان دیگری نداشته است. چرا که پیشرفت یا مدرنیسم بر پایه سکولاریزم بنا گردیده است یعنی آن چیزی که رهبری مدعی مسلمانان همیشه از آن فراری بوده اند.

آقای رضا نادری طی مقاله ای نشان می دهد که «بر اساس آمار رسمی سازمان کنفرانس اسلامی در سال 2003 دنیای اسلام 74% منابع نفت و 50% ذخایر گاز جهان را در دست دارد اما میانگین در آمد سالانه ی مسلمانان از هزار دلار بیشتر نیست ( در حالیکه مثلا در آمد سالانه ی ژاپنی ها 39 هزار دلار است ) (1). » و طی پرسش های تکان دهنده ای مارا در برابر پاسخ هایی وا می گذارد که اندیشیدن به آن فقط و فقط عمق غفلت و نامسئول بودن ما را اثبات می کند و بس ! ایشان می پرسد «علت شکاف عظیم بین ما و سایر جوامع پیشرفته [در ] چیست ؟ » و خود با علامت سوال جواب می دهد که « آیا مردم ملل پیشرفته نابغه تر از ما هستند و ما از این مزیت برخوردار نیستیم ؟ آیا آنها تلاش کرده اند و ما تنبلیم ؟...» ( 2 )
همچنین دکتر فرخ سلیم در بخشی از یک مقاله ارزشمند دیگری قید می کند که « با وجودیکه یکی از بزرگترین ذخایر نفتی دنیا در دست کشورهای مسلمان است یعنی بطور مثال چهار کشور مسلمان دارای 700 میلیارد بشکه نفت می باشند و همه ی کشورهای مسلمان با جمعیتی معادل3 /1 میلیارد نفر مجموع در آمد ناخالص ملی شان کمتـــر از 5/1 تریلیون دلار است ( دقت بفرمایید که آلمان 80 میلیونی درآمد ناخالص ملی اش 2 تریلیون دلار می باشد).» (3 ) نکته اینجاست که اگر طی هزاران سال آمار و ارقامی در کار نبوده که چنین عقب ماندگی وحشتناک بشریت را به ثبت رسانده و به نمایش گذارد طبیعی ست که امروز چرا رهبریت جهان اسلام باید از تکنولوژی بشریت که اسباب اندازه گیری را در اختیار دارد ناراحت و عصبانی باشد. آیا یکی از دلایل آن آشکار ساختن این عقب ماندگی با ارقام و آمار مستند نیست ؟ نگاه کنید:
« از میان 3/1 میلیارد جمعیت مسلمان کشورهای کنفرانس اسلامی بیش از 800 میلیون نفر بیسوادند » « 56 کشور عضو کنفرانس اسلامی بطور متوسط هر یک دارای 10 دانشگاه هستند که مجموعا برای این جمعیت 3/1 میلیارد نفری کمتر از 600 دانشگاه وجود دارد.(دقت بفرمایید که هند ـ با جمعیتی کمتر از این تعداد ـ 8407 و امریکا ـ با جمعیت حدود سیصد میلیون نفری ـ 5758 دانشگاه دارد. )» اما فقط اینها نیست در این آمار فقیرترین کشورهای جهان را نیز کشورهای اسلامی( از قبیل افغانستان، سومالی،... )تشکیل می دهند و در عین حال بیشترین خریداران سلاح اتمی نیز کشورهای اسلامی هستند. باز جالب است بدانید که کشورهای تولید کننده ی سلاحهای اتمی مثل آمریکا، روسیه، فرانسه، آلمان، استرالیا، ایتالیا، انگلیس، سوئد، کانادا، چین و اسرائیل حتی هیچکدام عضو کنفرانس کشورهای اسلامی نیستند (4)، بعبارتی بزرگترین مشتریان کفار همین مسلمانان هستند !
اما فقط این نیست. در دهه های اخیر کشورهای مسلمان جز خبرسازترین کشورها یا گروه ها از لحاظ خبری بوده اند. که متاسفانه به هیچیک از این خبرها نمی توان بالید بعنوان نمونه: «قتل عام و نسل کشی مسلمانان در الجزایر طی دهه 80 تا 90 میلادی»، «جنگ ایران و عراق»، «فتوای قتل سلمان رشدی توسط آیت الله خمینی»، «مهدورلدم شناخته شدن زن مبارز بنگلادشی تسلیمه نسرین توسط رهبران مذهبی بخاطر اینکه گفته بود من آن تفکری را که در آن آزادی بیان معنا ندارد متمدن نمی دانم»، «پناهنده شدن هیرسی علی زن مسلمان به هلند برای در امان ماندن از حکم مرگی که به خاطر بدنیا آوردن فرزندی که حاصل روابط نامشروع بوده صادر شده بود»، «قدرت یابی بنیادگرایی در افغانستان و تولد طالبانیسم و همه فجایعی که به نام اسلام به جهان معرفی شد»، « گروگانگیری در ایران( 1980)، مسکو (2003 )و... »،« کشته شدن 200 نفر در نیجریه در رقابت های ملکه زیبایی جهان به خاطر اعتراض به اظهار نظر خبرنگاری که بر خلاف مقدسات سخن رانده بود (2003) »، « حادثه انفجار 11 سپتامبر نیویورک و واشنگتن »، و « نقض مکرر حقوق بشر توسط معروفترین و رسمی ترین حکومت اسلامی دنیا یعنی جمهوری اسلامی و کشتار و اعدام و شکنجه و سنگسار و... مخالفین طی 25 سال حاکمیتش و همچنین عدم تامین آزادیهای مصرحه در اعلامیه جهانی حقوق بشر و زیر پا گذاردن آن توسط حکومت های جابر منطقه تحت عنوان رعایت موازین اسلامی و... » همه و همه مشت نمونه ی خروار است. متاسفانه در محکوم کردن یا تبری جستن از بسیاری از این نوع حرکت های تروریستی و یا غیر انسانی، جهان اسلام به همان اندازه فعال و آکتیو بوده است که در حمایت از تنها خبر خوش و امیدوارکننده آن در روزهای اخیر غیرفعال و پاسیف ! این خبر برنده شدن جایزه صلح نوبل توسط یک زن از کشور مسلمانی چون ایران بود که قاعدتا باید خبر جالبی برای مسلمانان می بود. این غیرفعالی درخوشبینانه ترین حالت در بین طیف مدعی رهبری گفتمان تمدن ها ( که رئیس جمهوری ما نماینده آن است ) نیز تقریبا با سکوت مواجه شد و نشان داد که رگه های امید به باروری و بیداری این قسمت از جهان زیر خروارها خاک مدفون است.
شجاع الدین شفا نویسنده ی کتاب جنجالی «بعد از 1400 سال» معتقداست که «مسلمانان در سیصد سال اخیر که بشریت پای به سوی صنعتی شدن و مدرنیزم نهاده هیچ نقش قابل توجه ای در اکتشافات و اختراعات نداشته اند» در حالیکه نسبتا همه ی آنها میدانند که لوازم و امکانات مدرن یعنی چه و به رفاه اجتماعی می اندیشند.
با نگاهی به آمار پناهندگان کشورهای پیشرفته جهان معلوم می شود که اکثریت مطلق این مهاجرین را همین مسلمانان تشکیل می دهند. آنها دسته دسته از کشورهای آبا و اجدادی شان به کشورهای غربی که عملا با باورهای آنان بیگانه اند و یا گاهی رودررو حتی، می گریزند و در پی فراهم آوردن امکانات بهتر برای زندگی که به باور آنان در غرب تامین شده است حتی حاضر می شوند بسیاری از اصول بنیادی دین شان را نیز زیر پا بگذارند (از قبیل اصل حرام بودن گرفتن مستمری از کافران!)با وجود این تظاهر به اسلامیت خود را حاضر به رها کردن نیستند و عملا در تناقضی دائمی زندگی را از پیش می برند. این محرومان که حقوق اولیه شان توسط حکومت های جابر و اسلامی خودی پایمال شده، دست به دامان غرب می شوند و بعد از آنکه جایگاه امن خود را در آنجا یافتند به جای آنکه به دلایل و ریشه های فقر و محرومیت خود بپردازند اکثر آنها به باز تولید فرهنگ منسوخ دینی خود و یا حفظ شئونات آن در کشورهای غربی می پردازند و در محیط آزاد آنجا با استفاده از بودجه و قوانین دمکراسی آن کشورها برای خود امکاناتی را فراهم می کنند که در کشور مادری خود نیز قادر به بازیافت آنها نبوده اند. به این ترتیب نشان می دهند که حتی با تامین شرایط زندگی مرفه آنها قادر به مطابقت خود با محیط جدید و قابلیت استفاده از فرهنگ آن نیستند.
اما آیا زمان آن فرا نرسیده است که جهان اسلام به خود آید و راه سعادت خود را بدور از تاثیرات ایدئولوژیک در همین جهان جستجو کند و سهم خود را با آگاهی از دنیایی که بدان تعلق دارد بستاند ؟ آیا زمان آن فرا نرسیده که به چرا ها بیاندیشیم و این فرمول ساده و نه پیچیده که دنیای پیشرفته برای تامین یک زندگی مرفه بین ایدثولوژی و زندگی، دومی را برگزید و به موفقیت دست یافت در حالیکه ما با انتخاب اول هر روز از همان هدف نیز دورتر شدایم را بکار بندیم ؟ باید باور کنیم آنهایی که برای چپاول چنین ثروت عظیمی که مسلمانان دارند دندان طمع تیز کرده اند حاضر نیستند که ما با ورود به این مقوله ها به یک زندگی مطلوب دست یابیم، مهذا با طرح نقطه های قرمز که عملا به نقطه های کور و تاریک مبدل شده مارا از ورود در حیطه آن و بحث در حوزه آن ممنوع کرده اند. اما امروز کاملا واضح است که همه این جنگ ها نه برای آنچه که مدعی آنند بلکه برای حفظ منافع از دست رفته شان است. باید با تاباندن نور در این نقطه های تاریک علت ها را بیرون کشید و ثابت کرد که ما هم مستحق یک زندگی بهتر در همین دنیا هستیم. سلمان رشدی می گوید « امروز جهان اسلام نه بواسطه ی غرب، بلکه با دست خود مسلمین در زندان گرفتار آمده است. و مادام که اکثریت آنان در این مبارزه ی جهانی سکوت پیشه کرده اند پیروزی ناممکن است ! اما در نهایت یکی درب این زنـــدان را خواهد گشود. » 11/15/2003
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

http://politic.iran-emrooz.de/more.php?id=1338_0_11_0_M : رضا نادرینگاه کنید به مقاله (1)
2ـ همانجا
3ـ نگاه کنید به مقاله آقای فرخ سلیم
http://www.unitediranians.org/uploads/tarjomeh-ommat.pdf
4ـ نقل به مضمون از همان مقاله


۱۳۸۲/۷/۱۹

مبارزه امری فراگیر و نه انحصاری!

  • هر گونه بی دقتی در شکل و محتوا و در استفاده از شیوه ها و حربه های مبارزاتی ای که خالی از بار تاثیر گذاری مثبت در سطح داخل و خارج بوده و یا حتی امکان استفاده احتمالی از همه ی پتانسیل مبارزاتی موجود رادر بر نداشته باشد به نظرم انحصاری کردن جنبش و سردرگم کردن نیروهای مدافع آزادیخواهی ست.
  • امروز بعد از تجربه صد سال مبارزه برای دمکراسی و دست نیابی به آن ، باید گفت هنر واقعی نیروهای پیشرو را نه در برانگیختن و استفاده ی ابزاری از شور و عواطف مذهبی (کاری که اغلب حاکمان از جمله حاکمان اسلامی نیز کرده و می کنند) بلکه در بکار انداختن شعور سیاسی آنها باید دانست

رعایت و دقت در رفتارهای سیاسی ما که در شرایط حساس کنونی زیر ذره بین قرار دارد و حمایت و پیگیری همه نیروهای طرفدار دمکراسی داخلی و سازمانهای بین المللی طرفدار حقوق بشر و امثالهم را بیش از پیش می طلبد بسیار مهم است. همان حمایت و پیگیریی ای که تا دیروز به هنگام بازداشت فرج سرکوهی چنان فعال گردید تا مانع قتل او به مانند بسیاری دیگر از فعالان و نویسندگانی چون سعیدی سیرجانی توسط باند سعید امامی ها شود و همان پیگیری ای که امروز قضیه قتل زهرا کاظمی توسط باند سعید مرتضوی را بصورت یک بحران غیر قابل حل و غیر قابل فرار پیش روی جمهوری اسلامی گذاشته است. عینیت داشتن چنین حمایت های بالقوه و بالفعلی غیرقابل انکار است و در واقع این حمایت ها گوش شنوای ما و جهان برای همدردی با دردکشیده های در بند داخلی شده است و چنانچه می بینیم هر روز بیش از پیش آشکارتر می شود. روزی نیست که نامه های ایرانیان مخالف حکومت به دست این سازمان ها و ارگانهای رسمی و غیر رسمی فعال در زمینه حقوق بشر نرسد. در این میان حتی نامه های حکومتی های بریده از امامزاده جمهوری اسلامی نیز کم نیست. بنابر این هر گونه بی دقتی در شکل و محتوا و در استفاده از شیوه ها و حربه های مبارزاتی ای که خالی از بار تاثیر گذاری مثبت در سطح داخل و خارج بوده و یا حتی امکان استفاده احتمالی از همه ی پتانسیل مبارزاتی موجود و حمایت از همه بخش های در گیر مبارزه رادر بر نداشته باشد به نظرم انحصاری کردن جنبش و سردرگم نمودن نیروهای مدافع آزادیخواهی ست.

یکی از این شیوه ها و حربه هایی که این روزها زیاد از آن صحبت به میان آورده شده «روزه سیاسی» است که توسط نیروهای اصلاح طلب حکومتی برای فشار به جناح مقابل به پیش کشیده شده است! به دور از هر گونه بی انصافی سیاسی بنظرم وقت آن رسیده است تا بطور جدی چنین عنوان بندی هایی را به چالش کشیده و پرسید که بعد از سالها دوباره رواج دادن عمدی ابداعاتی چون روزه سیاسی چه معنایی می تواند داشته باشد؟ یعنی حتی پیشگامان مبارزه با حکومت جور و جهل و ستم (مگر اینکه من اشتباه کرده باشم) نیز که باید در تلفیق مبارزه ای درخور زمان از ابداعات و شیوه های نوین بهره مند باشند سالها عقب تر از زمانه خویشند؟!! این قضیه مرا به یاد سوت و کف زدن های مردم برای خاتمی هنگام اختراع «مردم سالاری دینی» می اندازد یا «حقوق بشر اسلامی»! اصلا چرا راه دور می رویم، همین واژه بی سر و ته «جمهوری اسلامی» (نه یک کلمه کم ، و نه یک کلمه زیاد) که با یک «رودربایستی تاریخی» بر سرنوشت سیاه این ملت سنجاق شد. مگر ملت ما کم با چنین پارادوکس های «سر بزنگاهی» مواجه بوده است که اکنون نیز به دیکشنری رنگارنگ سیاسی مان، «روزه سیاسی» اضافه شود!با راه انداختن کارزار تبلیغاتی و حمایت همه جانبه ای که بر سر این موضوع می رود کم کم باعث نگرانی شده که نکند فردا دوباره بازی های گذشته تکرار شود و بسیاری از نیروهای مدافع دمکراسی بر سر یک دوراهی و رودربایستی دیگری قرار بگیرند. دوباره برای حمایت از مثلا فلان جوانهای در بندمان و برای حفظ همبستگی چون گذشته بر سر پشت بام ها رفته و ندای الله اکبر سر بدهیم! یا مثلا از هموطنان آذری مان بخواهیم که سال آینده در روز گرامیداشت بابک، نماز جماعتی را در صحن قلعه بذ برپا دارند (چنانچه بعضی تلاش کردند تا امسال فتوای مسلمان بودن اورا بگیرند) و یا کم کم به فکر ایجاد مصلایی در آنجا باشیم تا آزادتر در آنجا گرد هم آییم و راحت تر مبارزه کنیم!!
بنده با احترام به عقاید قلبی و درونی همه انسانها و با احترام مضاعفی که به بسیاری از همین تلاشگران و در بندافتادگان مذهبی قائلم واقعا" برایم جای سوال است که آخر برای رژیمی که سرتاپایش اسلامی ست، یا حداقل بیشترین ادعای اسلامیت را دارد و بیست و پنج سال جوانهای مارادر صورت تظاهر به روزه خواری شلاق زده، سرش را تراشیده و با سوار کردن برروی چهارپایان و گرداندن در خیابانها با رذیلانه ترین شیوه ها آبرویشان را برده است، چطور می تواند روزه سیاسی باشد!!! ضمن آنکه یادآوری می کنم تریبون مقدس نماز جمعه نیز که نقش آن بر همه معلوم است «آئین سیاسی ـ عبادی» خوانده می شود. آخر اگر در عصر یک رژیم ضد اسلامی می زیستیم شاید حق با آقایان بود ولی وقتی که تمام بودجه های مملکت صرف هر چه باشکوه تر برگزار کردن روزه و نماز می گردد، و تمام جنگ جناحین بر سر آن است که شق جمهوریت را از بساط جمهوری اسلامی برچیده و اسلامیت آن وجه غالب گردد، چطور می شود این دم خروس را باور کرد. آیا این روزه ما را به روز و ماه مبارک جمهوری اسلامی نمی برد و از آنجا هم اختراع بنیانگذارش «روز قدس» را در ما تجلی نمی سازد؟! آیا برای هزاران بازماندگان فربانیان تابستان 67 که اکنون فرزندانشان موجد 18 تیرها هستند و خوب می دانند که عزیزانشان (پدرانشان ، برادرشان ، خواهر و یا همه کسشان) را به خاطر یک جواب «نه» به انگیزاسیون جمهوری اسلامی و اینکه حاضر نشدند در شرایط زور سیاهچال های رژیم اسلامی زیر بار نماز و روزه ی اجباری بروند اعدام کردند، قابل هضم است؟ آیا با افزودن «سیاسی» به روزه ، می شود خاطرات همه ی آن شلاق ها ، توهین ها ، و حتی اعدام ها را زدود ( کاری که واقعا بعضی از آقایان اصلاح طلب با دو نیمه کردن تاریخ انقلاب و به نقد کشیدن نیمه ی دوم آن سعی در این امر مهم داشته اند)؟
آیا وقت آن نیست که دقت در شکل کارهای خود را افزایش بدهیم؟ تا به امروز گمان می کردیم که جناح محافظه کار جمهوری اسلامی هستند که قادر به درک اوضاع جهانی و شرایط حساس آن نیستند اما مثل آنکه این پارادوکس حکومتی به نیروهای مخالف یا نیمه مخالف اصلاح طلب هم سرایت کرده است.به قول معروف «آقایان حرف زدن را بلد نیستند حرف نزدن را هم بلد نیستند!؟» زمانی بود که وقتی می خواستند آقای رفسنجانی با حفظ سمت مامور در مجلس باشد، نوشتند و گفتند که مگر قحطی رجال داریم! اکنون هم می پرسیم آیا قحطی نام افتاده است که به چنین عنوان های خاطره انگیز (!) و تفرقه ساز و مهمتر از همه منافی اهدافی که امروزه خواست مسلم همه مردم با هر عقیده و مرامی یعنی حرکت به سوی سکولاریسم است مستمسک می جوییم؟ وقتی آرزوی دیرینه ی ملت تحقق دمکراسی ست و در نتیجه ی تلفیق دین و سیاست سالهاست که این مهم به تعویق افتاده تظاهر به حرکاتی از این دست و تاکید دوباره بر چنین عنوان های انحرافی، نشانگــر چــیست؟ آیا آقایان نباید در رفتار خود، در انتخاب عنوان مبارزه، که امری نه انحصاری بلکه باید فراگیر باشد دقت بفرمایند؟!مروز بعد از تجربه صد سال مبارزه برای دمکراسی و دست نیابی به آن، باید گفت هنر واقعی نیروهای پیشرو را نه در برانگیختن و استفاده ی ابزاری از شور و عواطف مذهبی (کاری که اغلب حاکمان از جمله حاکمان اسلامی نیز کرده و می کنند) بلکه در بکار انداختن شعور سیاسی آنها باید دانست. این عمل به جای بهتر کردن، کارها را بدتر کرده است. بنابر این قرار نیست که هر بار از همان سوراخ گزیده شویم، و هر بار راه رفته را بازگردیم!

۱۳۸۲/۷/۱۶

ژورنالیست لر گونو یوخسا گئجه سی![ترکی]




  • پروبلئم بوردان یارانیر کی بونونلا برابر بیر نئچه آدسیز ـ دادسیز گونلرده وار کی ایسلام جمهوری سی ایله هئچ بیر دوشومو (سنخیت) یوخدور و بوینونا دوشوب و ایندی او قالیب کی نئیله ک! زیرا کی هر طرفلی باخسان بو گونلرین ضرری، منفعتینی آشیریر. بیلینمیر ده هانکی بئلی بوکوک آپارات بو گونلری قئیده آلاراق تؤره نله شدیرمیشدیر (رسمی ائدیب)!


  • هامینین بیلدیگینه گؤره ژورنالیست لره ایران دا آرتیق گون قالمامیش کی عزیزله میش ده اولسونلار!!

دونیادا هر دسته، جمعیت و آلایین (طبقه) اؤزو نه گؤره اؤزه ل (ویژه) گونو واردیر. بو گون دئمک اونون عزیزله مه گونو یا باشقا دئییلیش له دیرچلیش (شکوفایی) گونو ساییلیر. او گونده او جمعیت فخر ائدیر کی اؤز ووجودونو تانیملاییب (تعریف ائتمیش) اؤزگه لره تانیتدیرا بیله ر. و بئله لیکله اؤز سئوینجه گینی (ذوق) هر کس له پایلاشماق ایسته ین بو جمعیت او گونو شنلیک (جشن) له برپا ائده رک قوتلایار (تبریک دئیه ر).
بئله گونلر چوخدور، و ایسته ر ایسته مز بودا ائله بیل ایستیکبارین حیله و کلگی (کلک) ایله بیزیم سیاسی کولتور (!) و گله نه گیمیزه (آداب ـ عادت) داخیل اولموشدور. سؤزگلیشی «ایشچی لر گونو (روز کارگر)». کی اساس ده ن بیزیم کولتوروموزده (!) هئچ بیر یئرله شگه سی (جایگاه) یوخ ایمیش و یوخدور. لاپ بللی دیر کی «کومونیست ایستیکبارلار» طرفینده ن بیزه یوکله نمیش دیر (تحمیل اولوب). بو سیرادا گلن همچنین «دونیا قادین لار گونو» ده وار کی اؤته کی سینده ن بئش به تر، اینسانلارا هره سی غیریئرلی (غیربومی) گؤزله باخدیغی ایچون تیکان اولوب ایران رژیمینین گؤزونه باتماقدادیر.
گرچی ایسلام جمهوریتی نه طحر اولسا بو گونلری ایچینده ن یوخسوندورماق (هئچ له مک) مقصد ایله عملا اونلاری منیمسه مک واسیطه سی ایله اساس دونیاسال (جهانی) اولما ائتکی لرینی (تاثیرلرینی) آرادان گؤتوروب و یا بیر طحر اؤز آدینا و حسابینا یاتیریب، و اؤرنک ایچون « دونیا قادین لار گونو » نـــو ده ییشدیره رک حضرت زهرا نین دوغوم گونو و یا «کیشی لر گونونو (!)» ده عئینی جیغال بازلیق لا (عوامفریبی ایله) حضرت علی نین دوغوم گونونده اعلان ائتدیریب، ساکی هم دونیا هم ده آخیرتین خئیرینی اؤزونه قازاندیرمیش اولا! یعنی هم دونیاکی لرین یانیندا دونیاسال فیگورلارینی قورو یوب، همده کی کوتله لر ین (مردم) ین یانیندا آز گتیرمه سین دئیه، لاکین پروبلئم بوردان یارانیر کی بونونلا برابر بیر نئچه آدسیز ـ دادسیز گونلرده وار کی ایسلام جمهوری سی ایله هئچ بیر دوشومو (سنخیت) یوخدور و بوینونا دوشوب و ایندی او قالیب کی نئیله ک! زیرا کی هر طرفلی باخسان بو گونلرین ضرری، منفعتینی آشیریر. بیلینمیر ده هانکی بئلی بوکوک آپارات بو گونلری قئیده آلاراق تؤره نله شدیرمیشدیر (رسمی ائدیب)!!
دئییرلر شاه عباس آداملاری ایله اووا (شیکارا) چیخاندا بیرده ن سرخوشون بیری(مست آدام) اونون قاباغینا چیخیر. هئچ یاندان خبری اولمایان کئفلی، ایره لی گلیب شاهین آتـــینین یوگه نینی (افسار) چکه چکه، عئینی حالدا کی آیاغیــنین اوستونده دورا بیلمیردی آغزیندا کی سؤزو نو چئینییه چئینیه : « بو آت نئچه یه ؟ » دئیه تربیه سیزجه تانیمامیش شاها سوآل وئریر. یان یوره ده اولان عسگرلر بو اوزو بوزلوغو (گستاخی) گؤره رکن اونا هوژم ائدیب ساکی همن باشینی بدن ده ن آیریدالار، لاکین شاهین ایشاره سی ایله دورورلار. شاه آدامی اسیرمیش (بدمست) حالدا گؤره رکن، چوخ قانی سویوقلوق لا دؤنوب اونا « صاباح بو باره ده دانیشا بیله ریک » دئیه جاواب وئریر. صاباحا قدر کئفلی نی دوستاغا سالیرلار تاکی عاقلی باشینا گله. صاباح شاه امر ائدیر دوستاقداکی نی (زندانی) یانینا گتیرسین لر. گتیریره نده ن سونرا ایران حاکیمی اوز توتوب اونا سوروشور کی « منیم آتیمی سن می آلماق ایسته ییردین؟ » یازیق آدام کی داها یئنی جه آییلیب نه غلط ائتدیگینی آنلامیش اولموشدو، ال آیاغا دوشور. او الینی جیبــینه آپاریب گئچن گونده ن قالان ایچگی شوشه (بطری) سینی چیخادیب شاها گؤسته ره رک «من دئییلدیم شاهیم، بویودو کی آلماق ایسته ییردی!!» دئییر...
ایندی ده ایران دا کی عئینی حئکایه لر دیر کی گئدیر. و عئینی شوشه لر عاقیل لاری باشدا اولمادان بعضی گونلری ثبت ائتمیش لر کی بو گونلرین بیری ده «ژورنالیست لر گونو» دور کی ایسلام رژیم ینین نه دئییرلر خیرتده گینده ن(حلقوم) کئچیب آشمیشدی.و ایندی کی حؤکومت چیلر آییلیب اؤزلرینه گلمیش لر باشا دوشوب لر کی عجب خطایا قالمیشلاره ژورنالیست لره ایران دا آرتیق گون قالمامیش کی عزیزله میش ده اولسونلار! رسمی دونیا خبر آگئنت لیگینین وئردیگی معلوماتا گؤره ایراندا حال حاضیردا یالقیز 22 موخبر (خبرنگار) قازاماتدادیرلار. اوچ دؤرد ایل عرضینده گؤز عیاری (حدودا") 90 نشریه، قازئته، هفته لیک یا آیلیق قاپانیلمیش و یاخلاشیق(تقریبا") 2000 ده ن آرتیق قه زئته چی ایشـــسیزله شمیش دیر. اوسته لیک « سرحدسیز ژورنالیست لر » (گزارشگران بدون مرز) ین ایجمالینا گؤره «ایران دونیا دا ژورنالیست لرین ان بیریمجی بؤیوک قازاماتی (زندانی) ساییلیر» ـ کی هئچ اولماسا دونیا دا بیر شئی ده بیریمجی چیخدیغیمیز بورادا غنیمت ساییلا ر!! ـ بئله لیکله بیز ده قالمیشیق کی بو گونو «ژورنالیست لرین گونو» حسابلاندیراق یوخسا «ژورنالیست لرین گئجه سی!». یاخود دا ایکیسی! بیلمیریک بو گونو تبریک ائده ک یا باش ساغلیغی وئره ک؟ بلکه ده نهایت بیز ده مزه لی بیر ناغیلدا باش وئرمیش عئینی ایشی تکرار ائتسک داها یاخشی اولار: دئییرلر بیری قونشولوقوندا اولان عئینی زاماندا ایکی یاس و توی مراسیمینه چاغیریلمیشدی. قوناق کی هر ایکیسی نین اوره یینی آلماق ایسته ییردی نهایت هر ایکیسینده ایشتیراک ائتمک ایچون گئدیب ایکی ائوین آراسینداکی اورتاق دیوارا چیخاراق بیر الی ایله اوزون توی صاحیبینه توتوب چپتمیق (بشکن) چالاچالا «تویون موبارک اولسون...» اوخویوب، سونرادان اوزون یاس ساخلایان ائوه توتوب او بیری الی ایله سینه سینه وورا وورا «باشینیزدا ساق اولسون» (عروس چقدر قشنگه ـ ایشاالله مبارکش باد ـ آهنگی ایله اوخونسون ) دئییر.
ایندی بیز ده بیزیم سایین (محترم) قازئته چیلیریمیزه بوندان باشقا دئیه بیله جه ییمیز یوخدور: «گونوز موبارک اولسون ـ الله سیزه صبر وئرسین»!!
8/10/2003

۱۳۸۲/۶/۲۲

اینقلاب ایچون اوچونجو اؤن شرط! (مقاله ای به زبان ترکی و فارسی)


ولادیمیر ایلیچ لنین دئمیشدی: «ایکی اؤن شرطین تامین اولماسی ایله توپلوم دا [جامعه ده] اینقلاب باش وئره ر: 1 ـ اوندا کی خالق ایسته مه سین، 2 ـ اوندا کی حؤکومت باجارماسین. بئله لیکله اؤزو چالیشدی کی بو ایکی اؤن شرطی تضمین ائله مک له روسیه ده اینقلابی حیاتا کئچیرسین. آمما لنین موطلق ایران حؤکومتین گؤرمه میشدی و فیکرینده ن ده بئله بیر گئری قالمیش تئوکراسی کئچه بیلمه زدی یوخسا گره ک بیله یدی کی بئله بیر رژیم لری دئویرمک [سرنگون] ایچون سؤیله دیگیمیز ایکی اؤن شرطلر کیفایت ائتمز!
بونا باخمایاراق زامانین سرعتی و دؤورانین ده ییشمه سی ایله یقین کی چوخلو تؤره ـ قانون لار دا کؤک ده ن ده ییشمیش و بئله گلیر کی آرتیق کئچمیشده کی قانونلارا اعتبار ائله مک اولماز. نییه کی بیر حاضیرداکی ایرانین ایجتیماعی دورومونا باخاندا معلوم اولور کی چوخداندیر بو اؤن شرط لر گؤز قاباغیندادیر. ایندی سوال بودور بس نییه سو سودان ترپنمیر؟! مطلب ائله بوردادیر .
میثال ایچون بیریمجی اؤن شرطین نئجه لیگینده ن آگاه اولماق ایچون خاطیرلاتمالی یام آقای عباس عبدی رسمی بیر نظر یوخلاماسی [ نظرسنجی ] ایله گؤسترمیشدی کی کوتله لرین [ مردم ] 70 فاییزی [ درصدی] بو رژیمین حیاتی و داوامی ایله موخالیف دیرلار . گرچی ائله بو رسمی رقمین صحتینده ده شوبهه ایزی واردیر ، لاکین عیمومی نارضاچیلیق ائله دیر کی هئچ بیر رقم و سایماغا احتیاج قالمامیش. میللتین 1376نین ایکیزلر [خرداد] آییندا کی سئچکی لرده ایشتیراکی، و اؤز تصورونه گؤره غیر حؤکومتی بیر سئچه نگی[ آلترناتیو ] حمایه قولتوغونا آلماق ، عینی حالدا کئچن بالیق ( اسفند ) آییندا شورالارین سئچگی سینده 85 % ایشتیراک سیزلیگی ، بوتون بو ادعانی ثبوت ائدیر کی 1ـ خالق حؤکومتی ایسته میر !
هابئله منجه ایکیمجی اؤن شرطین برقرار اولماسیندا جدی بیر ابهام یوخدور . بیر اؤلکه یه باخاندا دا لاپ بللی اولور کی حاکمیتین کؤتدو سیاستچیلیگی نه سوییه ده گئتمکده دیر : 8 میلیون ایشسیز ، 10 میلیون نارکوتیک دوشگونو [معتاد] ، مفلیس بیر اقتصادیات ، فساد ، روشوه ، اوغرولوق ، مصیبت و قبریستانلارین آوادانلیغی ... هامیسی گؤستریر کی 2 ـ حؤکومت باجارمیر . ( حله بو عامیلده ن کی حؤکومت اصلا ایسته میرگؤز یوموروق)

آمما دئدیگیم کیمی آرتیق حاضیرداکی دؤوران بو ایکی اؤن شرطی، هئچ بیر دئوریم یا اینقلاب یا حتتا اصلاحاتی یئرینه یئتیرمک ایچون یئترلی [ کافی ] بیلمیر . نییه کی لنین اؤز عصرینین ضرورتینه گؤره بو اؤن شرطلری اویارلاییب اونو اینقلابین عینی شراییطینه یؤنه لتمک [ هدایت ] ایچون، کوتله لری حمایه و هدایت ائده ن اینقلابچی پارتیانی [ حزب ] اول ده ن نظر ده توتموشدو . حال کی اگر حاضیرداکی عصرین فعال مکانیزم لرینی ایگیرمی عصرین باشلانیشی ایله بیر توتاق ، و ایران اپوزیسیونونو بیر حمایه چی و هدایت چی جریان کیمی گؤرک ، اولان بیر بئله داغاناقلیق [ تفرقه ] ، اینقلاب یا اصلاحات شراییطینی پوزا بیلر . بلکه ائله بونا گؤره دیر کی ایسلامی جمهوری بوتون قوی گؤتورلرده اپوزیسیونون ائتکی یا ائتکی سیزلیگین حسابا گتیرمه ییب قولاغی دینج اؤز چیرکین حیاتین داوام ائدیر .

بئله لیکله او شئی کی بیر حؤکومتین دئوریم یا ده ییشمه گین تئزله شدیریب و آد چکدیگیمیز اؤن شرط لرین حیاتا کئچیرمه سینده تاثیر بوراخیر ، همین « اؤچومجو » اؤن شرطین اورتایا چیخماسی، دئمک : 3 ـ « بین الخالق شراییطینین حاضیرلیغی » دیر . او شراییط کی سئپتیامبرین 11 ینده ن اعتبارا" فعال لاشاراق اؤز باشینا حؤکومت لرین کی بین الخالق عهده لیک لرینی[ تعهد ] یئرینه گتیرمکده انگل یارادیرلار ، برپا اولمالارینی چتین له شدیریر. بو دانیلماز بیر گئرچگه چؤنوب کی گونو گونده ن بین الخالق شراییطین منظرینده ن او حؤکومت لره کی سیاست لری اینسان حقوقلارینا ، دانیشیق و دوشونجه آزادلیغینا هئچ بیر سایغی گؤسترمیر و چالیشیرلار داغیدیجی [ مخرب ] سیلاح لاری الده ائده لر رسمیت وئرمک چتین له شیر. گؤزوموزون قاباغیندا کی اؤرنک ایکی افغانیستان لا عیراق اؤلکه لری دیر. بورالاردا دا ایللرجه خالقین نارضاچیلیغی و حؤکومتین اؤلکه نین اداره سینده باجاریق سیزلیغینا داییر ( یعنی ایکی اؤن شرطی تامین اولماسینا باخمایاراق ) ، هئچ بیر جدی سیاسی ده ییشیک لیک گؤز ه گلمه دی ، آنجاق اوچومجو ماتریال یعنی بین الخالق زورلاندیرما و گوجله نمه میدانا گلن کیمی نهایت 2 ایله چاتمامیش هر ایکی قولدور و تک باشچی حؤکومت لرین شری کسیلدی .
ایندی دونیا اؤز دینج و امن محیطینی تثبیت ائتمه یه گؤره بین الخالق علاقه و موازنه لرینی نظر ده توتور و موقت منافعسینه گؤره ریسکه قاتیلمیر . بو گونکو دونیا یالنیز او رژیم لری کی سرعت له اؤزلرینی دونیا شراییطی ایله اویدورورلار تحمل ائدیر. بونا گؤره بو گونلر ائله خبر لر قولاغیمیزا ده ییر کی بیر آز غریبه گلیر و منه گؤره بیر آز بوندان اول اونلاری ائشیده بیلمک غیرمومکون کیمی گلیردی . اؤرنک ایچون خبر لرده گلمیشدی کی معمر قزافی اؤز ایدآل لارینی آرتیق کنارا قویموش . او کئچمیشده کی دئدیکلرینی گئری آلیب و آمریکالی لارین اوره یینی اله گتیرمک ایچون هلاک اولانلارین عائیله لرینه ایکی میلیارد و یئددی یوز میلیون دولار قان پولو وئرمیشدی*. آمما بیرجه او دئییل . فارس کؤرفزینده یئرله شن عرب اؤلکه لری یئنی دونیا ایله آددیملاشماق ایچون ، پارلامنتاریسم سیستمی، اؤز گئری قالمیش مدنی تشکیلاتلاریندا قوراشدیریرلار . تورکیه « آوروپا بیرلیگینه » قاتیلماق ایچون اعدام جزانی قضا قانونلاریندان قالدیریب حتتا آزلیقدا اولان جمعیت لره رادیو ، تلئویزیون ایمکانلاری یارادیبدیر . سوریه تروریست گروپلارینا وئره ن یاردیملارینی کسدی . سؤزون قیساسی ... یالنیز ایران رژیمی دیر کی حله ده « شرارت محوری» نده باتیب گله نکسئل [ سنتی ] و گئری قالمیش قوروملارین الینده ن و یاخود کی اینسانا ضد اولان ماهیتینه گؤره اؤزونو دونیا دؤنه رگه سی ایله اویغونلاشدیرا [ همساز ] بیلمه دی . بونا گؤره دونیا مخالیفت لیگینی اؤز الی ایله اؤزونه قارشی قازاندیردی . ایندی بو مخالیفت لر بیر یاندان و ایچده کی سیاسی بحران لار او بیری یاندان ، و خاریج اپوزیسیونون حمایه سی (کی گویا گئت گئده اورتاق فاکتورلاری الده ائتمه گی مشق ائدیرلر ) حاکمیتین بین الخالق مقبولیتینی بولاندیرمیشدیر . آرتیق ایسلام جمهوریسی اسکی سی کیمی اؤز مراد آتینی ایسته دیگی یئرده چاپدیرا بیلمیر.
دونیانین باسقیسی گون آرتیم دیر . کانادا ایسلام جمهوریسی ایله یاغلی اقتصادی علاقه لرینی « زهرا کاظمی » نین اؤلدورولمه سینه گؤره آخساتدیریب . او حتتا بین الخالق مجمع لرده ن ایرانی داها آرتیق فشارا قویماسینی ایسته ییر. القاعده ترورچو عضولری ایراندا گیزله نمه لرینین آشکار اولماسی ؛ 180 درجه آوروپا بیرلیگینین ایرانلا دانیشیق لحنینی اینسان حوقوق لارین داواملی پوزولماسینا گؤره دییشدیرمه سی ، ایرانین آرژانتین ده کی اسکی ائلچیسی [ سفیری]هادی سلیمانپورون جوهودلارین بوینس آیرس تجارت مرکزینده کی بومب قویما نده نی ایله اینگیلتره [ اینگیلیس ] پولیس طرفینده ن توتوقلانماسی بحرانی ، آمریکادا محلی بیر محکمه ده ایرانین 1997 .جی ایل بیت المقدس پارتلاییش لار نده نی ایله سوچلاندیرماسی [ محکومیتی ]، آلمانیادا میکونوس محکمه سینین پرونده سی کی اوندا ایرانین یوکسک مرتبه لی رهبرلری اؤز مخالیف لرینی قتله یئتیرمه سی نده نی ایله محکوم اولموشدولار ، یئنی ده ن آچیلماسی ؛ رژیمین 67 ایللرین اعداملارینین هر زاماندان آرتیق روسوایچیلغی کی اپوزیسیون طرفینده ن خاریج اؤلکه ده ایزله نیلیر [ پی گیری ]، آمریکانین « میللت لر تشکیلاتینین امنیت شوراسی » یندان ایسته مک کی ایران علیهینه قطعنامه بوراخسین .و ...نهایت« بین الخالق آتم انرژی سینین آگئنت لیگی» ایرانا اولتیماتوم وئرمه سی و ضرب والاجل تعیین ائتمه سی ، بوتون دئدیگیمیز اوچومجو اؤن شرطین نشانه لری دیر . بو فشارلار او قدر دیر کی آرتیق دؤولت لر موقت منافعی ایران دا دوشونمورلر . دئمک کی آرتیق ایران دونیا سرمایه قویماسی ایچون گوون[ امن ] بیر یئر ساییلمیر . بو گئدیش له بیر رژیمین چئویریشی ایچون یاشادیغیمیز عصرین ان اؤنملی اؤن شرطینی ( بین الخالق یاردیمچیلغی ) حاضیرلانماسی ایله بئله گلیر کی ایسلام جمهوری نین عؤمرو باشا گلمیش و جان چکیشمه سی و معکوس ساییمی باشلامیشدیر ...



پیش شرط سوم برای انقلاب !


ولادیمیر ایلیچ لنین گفته بود : با حصول دو پیش شرط جامعه مواجه با انقلاب می شود : 1ـ هنگامی که مردم نخواهند ، 2 ـ هنگامی که حکومت نتواند . بر همین اساس او خود در روسیه دست به کار شد و با متضمن نمودن این پیش شرطها انقلاب اکتبر را برپا نمود .اما لنین مطمئنا" حکومت ایران را ندیده و از مخیله اش نیز چنین تئوکراسی عقب مانده ای عبور نکرده بود تا به گفته هایش تردید آورد .چرا که در آن صورت باید متوجه می شد که برای سرنگون کردن چنین رژیمهایی دو پیش شرط فوق کافی نیست !
گذشته از این با سرعت گرفتن زمان و تغییر دوران ، مسلما" بسیاری از قوانین و قواعد نیز شمول تغییراتی بنیادی شده است و به نظر می آید که دیگر نمی توان به اعتبار قواعد گذشته دل بست . زیرا که با نگاهی به شرایط اجتماعی حاضر در ایران کاملا معلوم می شود که مدت مدیدی ست این پیش شرطها فراهم آمده است. اکنون سوال این است پس چرا آب از آب تکان نمی خورد ؟ ! نکته در همین جاست .
بعنوان مثال برای آگاهی عموم از چگونگی پیش شرط اول ، باید یاد آوری کنم که آقای عباس عبدی طی یک نظر سنجی رسمی که بعمل آورده بود ، نشان داده بود که 70 در صد از مردم مخالفت خود را با استمرارو بقا جمهوری اسلامی بیان داشته اند . گرچه در صحت همین ارقام رسمی نیز تردید هایی وجود دارد ، با اینحال بدون هر گونه آمار و ارقامی نیز می توان پی به نارضایتی فزاینده عمومی برد . حضور مردم در خرداد 76 برای حمایت از گزینه های ظاهرا غیر حکومتی، و یا عدم شرکت 85 در صدی آنها در انتخابات شوراها همه و همه گواه این مدعاست که 1ـ مردم حکومت را نمی خواهند !
اما در بروز دومین پیش شرط به گمانم ابهامات جدی ای وجود ندارد . با نگاهی به کشور کاملا آشکار می شود که سطح مدیریت کلان حکومتی در چه مرحله ای قرار دارد : 8 میلیون بیکار ، 10 میلیون معتاد مواد مخدر ، اقتصاد ورشکسته ، فساد ، رشوه ، دزدی ، مصیبت، آبادانی قبرستانها ! ... همه حکایت از مستدل بودن 2 ـ حکومت نمی تواند ، را دارد .( تازه این فاکتور را که اصلا حکومت نمی خواهد را نادیده می گیریم)

اما همانگونه که گفته شد عصر حاضر آمادگی اینکه انقلاب ، یا سرنگونی یا حتی اصلاحات با فراهم آمدن این دو پیش شرط بوقوع پیوندد را ندارد . زیرا که لنین با توجه به شرایط عصرش برای تلفیق این دو پیش شرط و گذار آن به شرط های عینی انقلاب وجود یک حزب انقلابی که مردم را حمایت و هدایت کند را پیش بینی کرده بود . در حالیکه حتی اگر مکانیزم های عمل کننده عصر حاضر را با اوایل قرن بیستم یکسان در نظر آوریم ، وجود تفرقی چنین عظیم در بین اپوزیسیون ایران که باید گفت بعنوان جریان حامی و هادی عمل می کنند ، می تواند منتفی شرایط انقلابی ، یا اصلاحی باشد . شاید به خاطر همین جمهوری اسلامی با علم کامل از نقش اپوزیسیون یا عدم نقش آن در معادلات فوق با آسودگی به استمرار عمر پلید خود ادامه می دهد .

ولیکن آنچه که در تسریع سرنگونی یا دگرگونی یک حکومت در عصر حاضر و عینیت بخشیدن به پیش شرطهای قبلی موثر است ، همانا وجود پیش شرط « سوم » است . این شق همانا 3 ـ « مساعدت شرایط جهانی برای هر گونه تغییری ست .» همان شرایطی که بعد از 11 سپتامبر بصورت بالفعل در آمده و استمرار حکومت های خود کامه ای که به گونه ای مانع هماهنگی های لازم برای انجام تعهدهای بین المللی هستند را دشوار می کند . این یک واقعیت غیر قابل انکار میباشد که از منظر شرایط جهانی رسمیت دادن به سیاست های حکومت هایی که هیچگونه اعتقادی به حقوق انسانها ،آزادی بیان ، آزادی اندیشه ، و غیره را ندارند و یا به گونه ای در فکر دستیابی به سلاح های مخرب هستند هر روز مشکل تر می شود . نمونه ی بارز آن وجود دو کشور عراق و افغانستان است . در آنجا نیز سالها با وجود مهیا بودن نارضایتی عمومی و ناتوانی حکومت در اداره کشور ، هیچگونه فرجی در تغییرات سیاسی محسوس نبود ولی با قوت یافتن شق سوم ، یعنی فشار جهانی و وارد عمل شدن آن بالاخره بعد از کمتر از 2 سال شر هر دو حکومت قلدر و مستبد کنده شد.

اکنون جهان برای تثبیت محیط آرام و امن خود روابط و موازنه ی بین المللی را مد نظر دارد و به خاطر منافع کوتاه مدت حاضر به انجام ریسک نیست . جهان امروز فقط رژیم هایی را تحمل می کند که با سرعت خود را با شرایط جهانی مطابقت داده و می دهند . بیخود نیست که این روزها شاهد اتفاقاتی هستیم که بعضا" سالها امکان عملی شدنشان وجود نداشته است . نمونه آن در خبرها آمده بود که مثلا معمر قزاقی از آرمان های خود دست برداشته و تمام گفته های قبلی خود را پس گرفته است . او تا آنجا پیش رفته که برای دلجویی از آمریکائیان دو میلیارد و هفتصد میلیون دلار خون بهای خانواده های جان باخته را پرداخت .* اما فقط او نیست . کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس نیز برای همسویی با جهان نو دست به احیای سیستم پارلمانتاریستی در سیستمهای مدنی خود زده اند . ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا محکومیت اعدام را برچیده است و حتی به اقلیت هاامکان رادیو و تلویزیون بخشیده . سوریه کمک های خود به گروه های تروریستی را قطع کرده است . خلاصه ... تنها رژیم ایران در « محور شرارت» مانده است که به دلیل بافت سنتی و عقب مانده و ماهیت ضد انسانی اش نتوانست خود را با چرخه گردون همساز کند . به همین خاطر خود با دستان خود امکان سرعت یابی مخالفت جهانی خود را هموار ساخت . اکنون با توجه به بحران سیاسی موجود در داخل ، و حمایت پیگیرانه ی اپوزیسیون خارج از مبارزات (که گویا به فاکتورهای نسبتا" مشترکی دست یازیده است ) حاکمیت مشروعیت جهانی خود را از دست داده است . دیگر جمهوری اسلامی نمی تواند مثل سابق اسب مراد خود را به تاخت وادارد .
فشارهای جهانی روز افزون است . کانادا روابط اقتصادی نان و آبدار خود با جمهوری اسلامی را به خاطر قضیه قتل زهرا کاظمی به تعویق انداخته است .او حتی در مجامع بین المللی خواهان فشار بیشتر بر ایران است . قضیه آشکار شدن حضور اعضای تروریست القاعده ، تغییر 180 درجه ای لحن اتحادیه اروپا با ایران بر سر نقض مداوم حقوق بشر ، بحران دستگیری« هادی سلیمانپور » سفیر سابق ایران در آرژانتین توسط پلیس انگلیس در رابطه با انفجار و بمب گذاری در مرکز تجارت یهودی ها در بوینس آینس ، محکومیت ایران در یک دادگاه محلی در آمریکا بخاطر بمب گذاری سال 1997 بیت المقدس ، باز شدن دوباره پرونده ی دادگاه میکونوس که در آن رهبران درجه اول جمهوری اسلامی به اتهام کشتن مخالفان خود مجرم شناخته شده بودند ، رسوایی بیش از پیش رژیم به خاطر اعدام های سالهای 67 در ایران که توسط اپوزیسیون بطور فعالانه در خارج از کشور پی گیری شد ، درخواست امریکا از شورای امنیت سازمان ملل برای صدور قطعنامه علیه ایران ، و ... سرانجام التیماتوم آژانس بین المللی انرژی اتمی و ضرب الاجل داده شده به ایران ، همه و همه نشان از آماده شدن پیش شرط تکمیلی سوم است . این فشارها به گونه ایست که دولتها به منافع آنی خود در ایران نمی اندیشیند. جمهوری اسلامی دیگر برای جهان منبع مطمئن سرمایه گذاری نیست.بدین ترتیب با آماده شدن مهمترین پیش شرط عصر حاضر برای دگرگونی یک رژیم (مساعدت بین المللی) بنظر می رسد که عمر جمهوری اسلامی به سر آمده ، و احتضار و شمارش معکوس آن آغاز شده است . * وب سایت یولداش ، 13 سپتامبر ـ مرتضی نگاهی

۱۳۸۲/۶/۳

صمد گلمیر گوله گوله



اؤلوم چوخ راحات سوراغیما گله بیلیر، آنجاق من نه قدر کی باشاریرام یاشیام گرک، اؤلومون قاباغینا چیخمایام گرک. البته اگر بیر گون ایسته مه دن اؤلوم له قارشیلاشدیم مهم دئییل، مهم بودور کی حیاتیم یا اؤلوموم باشقالارین حیاتینا نه تاثیر بوراخاجاق ـ


«بالاجا قارا بالیق»




‌شهریورین 9 ـو « صمد » ین بو دونیادان کؤچن گون دؤنومودور. صمد بهرنگی نین. دئمک 35 ایل بوندان اول اونون سسی و نفسی سوسدو. و ایندی 35 ایل اولار کی اونون هم سؤنمه گینده ن و هم یانارلیغیندان گئچیر. دئدیلر آراز اونو بیزده ن آلدی. دئدیلر و اوخودولار.
آراز سندن کیم کئچدی کیم غرق اولدو کیم کئچدی...

صمد کئچمیشدی، آمما آرازدان دئییل، اؤزونده ن کئچمیشدی. کئچمیشدی کی بالاجا بالیق لارا دنیزین یولون گؤسترسین. بیلمیرم او بالاجا بالیغین دا نه وارایدی کی چوخلارین دوشوندورمه گه قالدیرمیدشدی. هامی اؤزونو «قوجا بالیغین» آنلاتدیغی ناغیلدان سونرا، او 12 مین بالیقلار ایچینده کی گئجه نی یاتمایان ان سون «بالاجا قیزیل بالیق» سانیردی. دئمک صمدین تؤفه سی بو اولموش دور: «آرخ» دا یاشاماماق.
صمد ماجیراچیلیق پئشینده دئییلدی و قهرمان اولماغا چالیشمیردی. او ترجیح ائدیردی یاشاسین و یاراتسین. هر قاپینی دؤیوردو ساکی اوزونه آچیلسین. آنجاق بعضا" اؤز دئدیگی کیمی چوخ شئی لر وار ایدی کی اوندان آسیلی دئییل دیر کی حیات و اؤلوم او جومله ده ن ایدی. او بونو بیله بیله یازیر : « اؤلوم چوخ راحات سوراغیما گله بیلیر، آنجاق من نه قدر کی باشاریرام یاشیام گرک، اؤلومون قاباغینا چیخمایام گرک. البته اگر بیر گون ایسته مه دن اؤلوم له قارشیلاشدیم مهم دئییل، مهم بودور کی حیاتیم یا اؤلوموم باشقالارین حیاتینا نه تاثیر بوراخاجاق ».
... و صمد اؤز تاثیرین بوراخمیشدی . او 29 ایل ثمره لی عؤمرو نو هر شئی ده ن آرتیق اوشاقلارا صرف ائیله دی. او اونلاردا بو تاثیری یوخلاماق ایسته ردی. بونا گؤره ده ناغیل لار و حئکایه لرینده تمامی ایله اوشاقلاردان بحث ائدیر.« اولدوز و قارغالار »دا، اولدوز صمد ده ن ایسته ییر کی « ناغیلینی یالنیز اوشاقلار ایچون یازسین، چونکو یئکه آداملارین فیکری اوقدر چاشقین دیر کی ناغیلینی باشا دوشمز و لذت آپارا بیلمزلر ». « قوشباز کئچل » ده او اوشاق کیمی دونیانی تصویر ائتمه یه چالیشیر و یازیر « شوبهه سیز گله جک سیزین ال لریزده ُو اونون یاخشی پیسی ده سیزین دیر » . صمد اوشاقلارین بؤیوک مدافعه چیسی ایدی. او، او گونلری آرزولاییردی کی اوشاقلار آج قارین لا مکتبه گئتمه سینلر. صمد اوشاقلاری ویترین ده بزه ک ایچون ایسته میردی. دئییردی : « گرک اوشاقلارا گئرچک اومیدی اؤیرتمک ». و اؤزو اوشاقلارا گئرچک اومیدی اؤیره ده بیلمه سه ده گئرچک عشقی اؤیرتدی. اوندا کی ائله همین کیمسه سیز اوشاقلارا اؤیرتمک ایچون مجبور اولور کیتابلاری اؤز دیللرینه دؤنده رسین . بونا گؤره گئنه اوخودولار:

صمد گلیر گوله گوله
باخ دؤشونده قیزیل گوله
هر الینده دؤرد کیتاب
دؤنده ریب بیزیم دیله

...فقط او گون صمد گوله گوله گلمه دی.او گئتمیشدی کی «الفبا» کیتابینی تهران داکی مقامات لارا قبول ائتدیریب چاپ ائتسین. او بیرجه بو کیتاب لا آذربایجان کند اوشاقلارینا فارس دیلینده گئده ن درسی راحاتجا اؤیره شمک ایچون ایمکان یاراتماق ایستیردی . لاکین ائله بونودا ایسته مه دیلر، « زیان لی » کیتاب دیر دئدیلر و قویمادیلار. صمد کیتابی ووروب قولتوغونا قاییدیر. آمما نه گوله گوله، اوره یی دولو ایدی اونون...
و 1347 نین شهریور آیین دا ؛ صمد کیتابینی دوستلارین بیرینه تاپشیرماق ایسته ییر، او بیلیردی کی یازیلارینا گؤره اونو مکافاتلاندیرمییاجاقلار ! بونا گؤره همان سحر کی قاپیسین دؤیدولر چوخدا تعجب ائله مه دی. قاپینی آچدی. دؤرد نفر دورموشدو قاپی آغزیندا. ائله اورادان کیتابی ایسته دیلر. و... بئله لیکله اونو یازیلاریندان آییردیلار . ائله همان آی ایدی کی او آرازا چیممه ک ایچون گئدیر. و اورادا عؤمور دفتری همیشه لیک اولاراق باغلانیر. فقط هر کس اوخویور:
من سنده ن آیریلمازدیم زور ایله آییردیلار
بیر آز کئچمه ییر کی صمدین اؤلمه یی ایندی آرتیق بؤیوک لرده تاثیر ائدیر . بو ثبوت اولور کی صمد بیرجه اوشاقلارین دئییل دیر. او توپلومون عدالت سیزلیک له برابرسیزلیگینه قارشی مباریزه نی دوزدور کی اوشاق ادبیاتی ایله ایره لی آپاریر، آمما یازیلاریندا بو نابرابرلیگی اوزه چیخارتماق لا گؤستریر کی ظالیمانه موناسیبت لرده اینسانلارین ده یه ری، حاققی پوزولور و بو آرادا اوشاقلارین حاققی داها آرتیق تاپدالانیب آیاق آلتیندا قالیر. صمد اوشاقلارین اعتراض سسی دیر. اونلارین نیسگیلی، دیلی و محرومیت ده قالمیش حئکایه لری دیر.گرچی اونون ناغیل و حئکایه لری آذربایجان حال هاواسیندا سئیر ائدیر، لاکین او تکجه آذربایجانلی لارین تمثیل چیسی دئییل. صمد اینسان آدینا بوتون ایران و دونیادا یاشایان محروم اوشاقلار و اینسانلارین ســسی و دیلی دیر.
***
ایندی آرتیق « بالاجا قارا بالیق » 35 یاشینا دولموشدور، « تلخون»، «لبی ساتان اوغلان» «اولدوز ایله قارغالار» «کؤراوغلو ایله کچل حمزه» و هامیسی هامیسی 35 یاشینا دولموشلار.و اؤز 35 ایل لیک عؤمورلرینی اونلاری یازیب ـ یارادانی آرامیزدا اولمادان نظاره ائدیرلر. بلی، ایندی صمد آرامیزدا اولماسادا چیرپینان اوره یی، قرارسیز قلم لری و شیرین شیرین ناغیل لاری بوردا دیر...فقط او شئی کی حله ده قطعیت له داوام ائدیر بو کی 35 ایل ده ن سونرا حله ده عینی اوشاقلار عینی محرومیت لری یاشاییرلار. و عجبا یئنی بیر صمد گله جک می گوله گوله...؟

۱۳۸۲/۵/۱۶

«قادین لاری آیریتمانی یاساقلاندیرما کونوانسیونو»(کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان) [ترکی]




  • دین نوماینده لرین گؤروشونه گؤره دونیادا هر بیر اولوش (پدیده) دان کی سؤز گئده نده و عیمومیت ده بوتون بشرین خئیرینه کئچیریله ن قانون لار هامیسی و هامیسی باتی نین الینده بیر حربه کیمی بیزیم علیه یمیزه ایشده نمیش اولاراق شریعتـــه اویمورموش

باتی دا قادین لارین حقوقو اوزره اطرافلی تشبوثلر آپاریلیب تاکی یاسالاندیریلمیش اولسون. کؤک آتــــان یاسالار (قانون لار) اؤزه ل اورقان و اؤرگوتلر (سازمان لار) جومله ده ن آزاد مطبوعات طرفینده ن گؤز آلتیندا اولاراق قورونور، ائله کی بو سایالیقجا (سادگی) اونون ـ بونون سؤز صؤحبتی ایله پوزولماسینا ایمکان یارانماز. بو گونکو عصیرده اویقارلی (متمدن) اؤلکه لرده چوخ غریبه دیر کی بیری قادین لارین حوقوقونو تانینمیش اولمایا و یاکی اونلارا قارشی دوروب آچیقدان (آشکارا) من سیزین آیریتمانی یاساقلاندیرما قانونونا (قانون منع تبعیض) قارشییام دئسین! بئله بیر آداما غیررسمی مؤوقع ده ن ده اولور اولسون یا گوله رلر یادا سانارلار روح خسته لیگینه اوغرامیش دیر کیمی یاناشارلار، باخمییاراق کی کیم دیر، هانسی دین یا حؤکومت آدیندان دانیشیر!! بو ان عادی مسئله دیر. آمما قادین لار مسئله سی حله قالسین، ایلده مین لرجه اینسان ائله بو اؤلکه لرده یوروش لر (تظاهرات ـنوماییش) کئچیرمکله حتتا حیوانلارین حاققینی دا ساوونماق (مدافعه) ایسته ییرلر! بو اؤلکه لرده ایت، پیشیک و ساییره حیوانلار ائله ایمکان و قانون لاردان یارارلانیرلار کی چتین اولار آیریتما نی (تبعیض) حتتا اونلارین حاققیندا دا اولوم لاشدیرماق (عملی ائتمک )!
عجبا بو گئدیش له، بیزیم اؤلکه ده، کی یاری دان چوخ نوفوسو (جمعیت) نو دا قادین لار اولوشدورموش (تشکیل ائتمیش) اوتانیلاجاق (شرم آور) دئییل کی حله تؤره نلی (رسمی) تریبونلاردان، باسین لاردان، تئلئویزییا و یا عیموم خالق چاتدیریجی لاردان (رسانه های همگانی) دوروب دورماز اعلان اولونسون کی «قادین لاری آیریتمانی یاساقلاندیرما کونوانسیونو» (کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان)«استکبارین یئنی قورغوسو (توطئه) دور» یا سؤز گلیشی شریعت قانونونا اویمادیغی ایچون (متناسب اولماماسی ) اونو پیسله ییب و مجلیسی اونو اونایلاماسی ( تصویب ) ایچون قیناسین لار ؟! اصلینده گره ک قارشی چیخمالار( اعتراض ) بونا گؤره اولایدی کی نه یه گؤره ایران کیمی گلیشله نمیش (مدرن!) بیر اؤلکه ده بو گونه کیمی بئله یاسالار یوبانمیش الده ن اله قالمیش دیر و توپلومون ( جامعه نین ) ان بؤیوک نوفوسو یعنی قادین لارا گؤره یاراشیقلی و اونلاری مدافیعه ائده جک قانون لار کئچیریلمه میشدیر.
دوننه کیمی، همین کیمسه لر «ایشگنجه نی یاساقلاندیرما قانونو» نو دا ائله بئله یاوا ( واهی ) بهانه لرله آخساتدیردیلار. نه بیلیم اونودا شریعته قارشی بیلدیلر، چونکو جنابلارین گؤتوروشو شریعت ده ن تعزیرله شاللاق لاماقدان باشقا عیبارت دئییل، حال بو کی ایستیکبارین قورغــــولو قـــــــــــانونونا گؤره هئچ شراییط ده اینسانلاری شاللاقلاماق یا ایشگنجه یه معروض قویماغا ایزین یوخدور. و بو گون ایسه قادین لاردان آیریتمانی ( تبعیضی ) گؤتوروب یاساقلاندیــــرماق دینـــــــی خوجالار (روحانی لر) طرفینده ن عئینـــی داورانیش لارلا قارشیلانمیشدیر.
بورادا من ائله بیر سؤیله نتی نی خاتمی ده ن نقل ائتمک ایستیره م کی مشهور بیر دانیشیقیندا دئمیشدی «اگر بیر گون اؤزگورلوک ( آزادی) له دین قارشی قارشییا دورسالار من امینم کی اؤزگورلوک غلبه چالار...» ائله اوندا ایدی کی بو دئدیکلرینه گؤره بوتون باتی نین آغزی آچیق قالدی. حله بو سؤزلری باشقاسی دئمیش اولسایدی مو طلق باشینا نه اویون چیخاداجاقلاریندان سؤز ائتمیرم فقط بیز باشا دوشمه دیک خاتمی جنابلاری بو سؤزو دینچی لره می سؤیله میشدی یوخسا دین سیزلره! چونکو آرتیق بیزلره معلوم اولموش کی بیرجه اؤزگورلوک دئییل که گویا دین له قارشی قارشییا دورموش، همین دین نوماینده لرین گؤروشونه گؤره دونیادا سؤزو گئده ن هر بیر یئنی اولوش ( پدیده ) و عیمومیت ده بوتون بشرین خئیرینه کئچیریله ن قانون لار( اؤرنک ایچون اینسان حقوقو، سؤز و یایینلاما آزادلیغی، ایشگنجه نین دوردورماسی، دین لی و یا دین سیزلیک حقینه مالیک اولما و... نهایت قادین لاری آیریتمانی یاساقلاندیرما ) هامیسی و هامیسی باتی نین الینده بیر حربه کیمی بیزیم علیه یمیزه ایشده نمیش اولماق ایچون دور و هئچ بیری ده شریعتـــه اویمورموش.
بئله ایسه بئله گلیر کی خاتمی نین دئیه ن گونو یاخلاشمیش! چونکو آرتیق کوچه باشینداکی باققال دا بیلیر اگر ائله بو « ایستیکبار ین حربه سی (!) » اولماسایدی همین شریعت چیلر ایندیه جن باشیمیزا نه اویون گتیرمیشدیلر. بیر آز گؤزوموزو آچمیش اولساق دونیا اؤز سئچیمینی باشدان کئچیرمیش چوخدان دیر کی چوروموش فیکیرلرین سوموگونون شاققیلتی سی قولاقلاردا شاققیلداییر !
07.08.2003





۱۳۸۲/۵/۱۲

اقتدارچیلیغا چیلقین لیق سرحد تانیماز! ـ ترکی


    آذربایجان رسپولیکانین حرکت لری بیر باخیشدا

    ده بو دانیلماز دیر کی منیمسه نیلمه (موروثی) شیوه سی ایله قدرته سورونن لرین توپلوم رایینه (نظر عمومی یه) ده یر وئرمه دیک لری ایچون وئردیگی وعده لرینه ده گووه نمک (اعتماد ائتمک) عاقیلدان کنارا دیر!


«حیدر علی یئو» آذربایجانین جمهور باشقانی(رئیس جمهوری)، داها دقیق معالیجه لر سیراسی دولایی سیندان آنکارا نین خسته خاناسیندان آمئریکایا گؤنده ریلدی ساکی اؤلکه ده گئده ن مین لرجه آذری لرین اعتراض نوماییش و آکسیالارینا کی اوندا 80 یاشیندا اولان پریزیدئنت لرین صحت ده اولوب اولماییب و یاخود یاشاییب یاشاماماسینی بیلمه یی رسمی گؤره وچیلرده ن طلب ائتمیشدیلر سون قویسون. هر چند کی اینفورماسیا آجلیغی (اطلاع رسانی قطره چکانی) ایله مسئول لار خالقا دیره ک جاوابدان یایینیرلار (قاچیرلار) آمما ائله بو آزجانا اینفورماسیالاردان هم اؤلکه، هم ده اؤلکه باشقانین دورومونون ثابیت سیزلیگی آنلاشیلماقدادیر.
تورکیه قه زئتـــه لرین یازدیغینا گؤره ح. علی یئو ـه تورکیه ده درمان تاپیلمادی. یاییلان شاییعه لر گئنیش دیر. اؤتن جومعه گونو (08.08.03) باکی دا باسیلان (چاپ اولان) «آینا» قازئته سی یازیر کی علی یئوه باخان حکیم بو گونلرده تقاعوده (بازنشستگی) کئچدیگینه گؤره اونو درمان ایچون آمئریکایا گؤنده رمک مجبوریه تینده قالدیلار. بو قازئته نین یازدیغیندان بئله گلیر کی یاشلی علی یئو کی 1998 ایلده ن بری بیر نئچه جراحات عملیاتی کئچیرمیش و هر دؤنه م ده چوخلو خرش (خرج) دؤولتین اوستونه ییخمیش، آلیزلیغی نین (خسته لیگی نین) اوزانیلماسی بیریاندان و سونوجسوز (نتیجه سیز) موعالیجه لر یـــــــن اؤته یاندان خالقین نیگارانچیلیغینا سبب دوغورموشدور.

آمما بو نیگارانچیلیق اوندا گوجله نیب جیددی له شدی کی جمهور باشقانین 41 یاشینداکی اوغلو، «ایلهام علی یئو» مجلیسین اونا 101 اوی آتیب (رای وئریب) کؤمک ائتمه سی ایله باش باخانلیغا (باش وزیرلیگه) تعیین اولوندو. بو گؤزله نیلمز و تعجوب دوغوران ایش چوخلو آلترناتیو قروپلارینی عصب له ندیردی. اونلارین گومانینا گؤره اؤلکه ده دموکراتیا پروسئسی ح. علی یئوین سببکارلیغی ایله دوردورولموشدور. گرچی موافیق قروپلار بو مسئله نی قانون اوزه رینده گئده ن مانع سیز بیر اولای (حادیثه) کیمی ده یرله ندیر یب، مجلیس ادعا ائدیر کی بوتون بونلار پریزیدئنت ح. علی یئوین موراجیعتی ایله نؤوبه ده ن کنارا بیر نئچه توپلانتی دا (فوق العاده جلسه) اینجه له ندیریلمیش (تحلیل ائتمه) اولاندان سونرا حیاتا کئچیریلمیش دیر. لاکین قارشیچیلار (موخالیف لر) بو حرکتی غیر قانونی بیلیر و اوغول ایلهام علی یئوین ایشده ن کنارا چکیلمه سینی طلب ائدیرلر. بئله لیکله آگاه قایناقلارین (منبع لر) معلوماتینا گؤره بو اؤزو گئده بیلیر کی اؤلکه ده گرگین بیر بؤحرانا چئویریلسین و یا بلکه ده تام ترسی یئنی بیر دؤورون آچیلیشی اولسون.

حیدر علی یئو 1993 ده آذربایجان حاکمیت ینی رسمی اولاراق اله گچیردی، حال بو کی پولیتیکا چیلر اونون داها اؤنجه، ائله کومونیست پارتیانین (حزب) حاکمیتی زامانیندان آذربایجانین چوخلو کلان سیاست قویمالاریندا ان موهوم اویناییجی آشیق (مهره) اولدوغونا و بو عرصه ده هئچ واخت گؤزده ن قیراقدا دورمادیغیندان امین دیلر. اصلینده او سیاستی ائله لاپ گنج ایکن یعنی 18 یاشلاریندان اوندا کی ایلک ناخجیوان رئسپوبلیکاسیندا دؤولت وظیفه سینه قویولدو باشلادی(1941) و آددیم آددیم ترقی پیلله لرینی بیر به بیر باشدان کئچیردی. او سووییئت (شوروی) ده، ایلک آذری ایدی کی 1967 ده « کا. گ. ب » نین ریاست لیگینه یئتیشدی و نادر شخص لرده ن ایدی کی اوچ ایل سونرا 1969 دا آذربایجان کومونیست پارتیاسینین بیریمجی کاتیبی سئچیله رک 13 ایل ائله بو منصب ده قالدی.1991 ین یانوارین دا (ژانویه) باکی دا باش وئره ن قیرغینا قارشی مرکزی دؤولته آپاران تنقیدلر و اونون لا علاقه دار کومونیست پارتیاسیندان چکینمه سی (کنارا توتماسی) خالق ایچینده اونا اوستون بیر یئر تانیتدیردی. بونا گؤره ایچده خالقین روحیه ـ عنعنه سینی لاپدان تانییان علی یئو، خاریجی سیاستده ایسه تورکیه و آمئریکا و هر ده ن ده ایسرائیل ـه سؤیکه نیب، بؤلگه ده (منطقه ده) اونلارین منافعی ایله هم جهتلی اولماق، یا اونلاردان دستک گؤزله مکده اونو تجروبه لی و فعال بیر سیاست چییه چئویردی.ائله کی بعضا اونو اوستو اؤرتو چوخ بیلمیش، زیرک بیر کا. گ. ب مامورو کیمی ده یرله ندیریرلر. بلکه ائله بونا گؤره ایدی کی او کئچن دؤور پریزیدئنت لیگینین سون واختلاریندا باشاردی سـس سیزجه ائده بیلسین آنایاساسیندا ایلک ده ییشیک لری یول ائتمک له بیر دؤوره ده آذربایجانین لیدری سئچیلیب، ؤز مؤوقعینی ایللر بویو داشییان، گئنه ده بیریمجی نومره شخصیت کیمی آذربایجانین سیاست ساحه سینده قوروسون.گرچی اونون اقتداری آذربایجان لا ائرمنیستان آراسی موناقیشه لر و ساواش لارلا هم زامان ایدی، لاکین او ائده بیلدی کی اؤز اؤزه ل (مخصوص) دیپلوماسیسی ایله بو بؤحرانی آتلاتمیش اولا. آنجاق ساواشدا مؤوقعیتی تحکیم له شدیرمک ایچون « مرکزله ندیرمه سیاستی » ایله، حاکیم «آذربایجان رئسپولیکا پارتییا سی» سینا کی دؤولتین چوخونلوغون (اکثریت) تشکیل ائدیردی، ایمکان وئردی کی اوستون بیر یئرله شگه نی (جایگاه) اوپوزیسیون ایچره تؤره تسین، نتیجه ده دئمک اولار حاکمیت ده جریان ائده ن رقابت سئیرام (یکدست) بیر سه وییه ده ایره لییه گئتدی.
بین الخالق موشاهیده چیلرین معلوماتینا گؤره حیدر علی یئو ین زامانیندا اؤلکه ده اولان سئچکی لر آزاد و عدالت لی کئچیریلمه میش. آذربایجانین امک حاققی آیدا 60 دولارا یئندی و بئله جه آذربایجان باخمییاراق کی بؤیوک نئفت خزینه لرینه مالیک اولا اولا، دونیادا ان یوخسول اؤلکه لر سیراسیندا یئرله شدی.
او اوزده ن آتا علی یئو دوز کئچن ایل طرفلی مرموز بیر اوزاق گؤره نلیک (دوراندیشی) له بیر داها آنا یاسایا (قانون اساسی) ال آپاریب ائله دییشیک لیگی الده ائتدی کی اونون اساسی ایله آذربایجان دا حاکمیتی الده ن اله کئچیرمه یه یا باشقا دئیشله اؤز عائیله سینه منسوب اولا بیله جک بیر حؤکومته ایمکان یاراندی . بو قانونا گؤره اگر پریزیدئنت موختلیف سبب لرده ن اؤترو اؤز وظیفه سینی عهده دار اولا بیلمه سه اوز یئرینه باش باخان (نخست وزیر)تعیینات ائده بیلر و بو مقام موقت اولاراق آوتومات پریزیدئنت یئرینه کئچه بیلر ! بئله جه دوز آتا علی یئو ین اؤلومونده ن سؤز گئده رکن بیر فرمان آرایا چیخدی کی اوندا آتا حیدر اؤز حاکمیت ینی اوغلو ایلهام ــا اؤتورموش ایدی.

بو مسئله آذربایجان دا حله قیزغینجا قارشیلانمادی هئچ بلکه گئت گئده اعتراض لارا دا سبب اولدو. اصلینده سؤز بئله اورتایا چیخدی کی اوغول « ایلهام علی یئو » تمیز بیر سابیقه یه مالیک اولمادیغی ایچون اؤلکه نین رهبرلیگینه موناسیب بیر شخص دئییلدیر. گرچی آتا علی یئو کی اؤنده کی گونلری قاباق گؤره نلیک له (پیش بینی) نظرده توتاراق داها اؤنجه ده ن اونو استانبول « گازینو ماسالاریندان » چکیب، سیاسته ماراقلاندیرماق ایچون نئفت باخانلیغینین(وزارت) موعاوین لیگینی ده اونا تاپشیرمیشدی. و بوندان علاوه او فورمالیته ده اولسا نئچه نئچه موهوم وظیفه لری جومله ده ن « المپیک کمیته سینین صدری » و یا پارلماندا عوضویتی ایله، همچینین حاکیم پارتیانین نوماینده سی کیمی آتا ایله چیین چیینه اؤزونو بئله گونلره یئتیشدیرمه یه حاضیرلاشدیریردی کی هم آذربایجانین گله جه ک سیاست مئیدانیندا « علی یئو لرین » منافع لرینی تامین ائتمه یه لازیم لی مشق گؤروب و همده بئله گونلره بیر ایزین لی سبب یارانمیش اولسون. لاکین قارشی چیخان لار اعتقادلی دیرلار کی حتتا اگر بئله بیر قانون مجلیس طرفینده ن اونایلامیش (تصویب) اولسادا باش باخان سئچکی ده دیره ک اولاراق خالق واسیطه سی ایله سئچیلمه لی دیر، نه آتادان اوغلولا ! اونلار حاکمیتی الده ن اله اؤتورولمه سینی ـ وارثی شکیلده ـ بیر لیبرال دموکراتیا اؤلکه نین پرئنسیپلرینه سیغمایاجاق سجیه ده قیمت له ندیره رک، اؤته یاندان دا تاکید ائدیرلر کی اگر اؤلکه باشچیسی او درجه ده صحت سیز دیرکی حؤکومتی آپارا بیله جه یینه مصلحت گؤرولمور، بس اونون اؤز یئرینه بیرینی تعیینات ائده بیله جک قووه سینی ده شوبهه ایله قارشیلاشدیریرلار و بو تعییناته اعتیــبارسیز دئییرلر.
آذربایجانلی لار ایندی بونا نیگاران دیلار کی بئله بیر قوندارما (بدعت) سایاق دونیانین ان گئری قالمیش سوریه، عیراق، و یاحتتا ایران کیمی دیکتاتور رژیم لرین مدل اوزه رینده ن گؤتورموش (کپی له نمه) اولان، آذربایجانین گله جه یینه ان تهلوکه لی (خطرناک) بیر وسیله کیمی ایشده نمیش اولا بیلر.
نوماییشچی لر شوعار وئریرلر «آزاد سئچکی!» و اؤز موخالیفت لیگینی اعتراض یوروش لرده باغیرا باغیرا اعلان ائدیرلر کی :« حیدر ساختاکار ــــ ایلهام قومارباز » و داها هدف لرینی رئاللاشدیرماق ایچون آمئریکا و تورکیه ده ن ایسته ییرلر کی بوشونا اوغول علی یئو ه دستک وئرمه سین لر. سون گونلر حتتا « آجلیق آکسیاسی(اعتصاب غذا) » دا کئچیرمیش لر. اونلار آذربایجاندا دمکراسییانین یئنی ده ن برپا اولماسینا قرارلی دیرلر.

بئله لیکله آذربایجان گئدیر کی چتین و آغیر گونلری قئیده آلسین. باش وئره ن توققوشمالار (برخوردها) گؤستریر کی آرتیق آذربایجان خالقی حاکمیتین اؤتوروش مرحله سینده (مرحله گذار) بیر تاماشاچی اولاراق اوتورماغی ایسته مه ییب اؤز تقدیرینی اؤز الینه آلماغی بیرجه سئچه نک (آلترناتیو) گؤرور و دوشونور. باشقا یؤنده ن ده بو دانیلماز دیر کی منیمسه نیلمه (موروثی) شیوه سی ایله قدرته سورونن لرین توپلوم رایینه (نظر عمومی یه) ده یر وئرمه دیک لری ایچون وئردیگی وعده لرینه ده گووه نمک (اعتماد ائتمک) عاقیلدان کنارا دیر ! بو درس قولاغا سیرغا اولمالی دیر کی دونیانین هر یئرینده اولور اولسون آذربایجان، ایران، عیراق، سوریه یادا ساییره، بیرجه اؤز منافع لری و اقتدارینا دوشونن لر یئری گلمیشسه میللی منافع یی اونودوب آتاجاقلار. همچینین بو گؤستریر کی اقتدارلیغا چیلغین لیق (جنون) سرحد تانیمیر.


Monday, August 11, 2003


معرفی فیلم: رؤیاهای پروانه

«رؤیاهای پروانه» یکی از فیلم هایی است که پیشنهاد می کنم ببینید. با تصاویری زیبا و شاعرانه ... یک فیلم درام و رمانتیک که زندگی دو  این د...