۱۳۸۸/۳/۱۹

کوتاه و مفید از شخصیت ها


  • در حالیکه حزب توده شاخه خارج مدتهایی است که با «بزرگ جلوه دادن» نقش احمدی نژاد در استقرار وضعیت بد فعلی، همگان را به شرکت در انتخابات دعوت می کند، «احمد علی عمویی» یکی از چهره های پر سابقه ی حزب توده با رای دادن مخالف است. عمویی می گوید: مبنای مخالفتم با رأی دادن بر دو اصل استوار است؛ یکی مبنای حقوقی که همین شیوه نظارت است که معتقدم اصلاً این حق شهروند به کلی زایل شده است... و یکی تجربه ای است که در هشت سال سر کار بودن آقایان اصلاح طلب ها و آقای خاتمی بود و معتقد هستم که باز هم همان مشکل وجود دارد.»

  • خانم سیمین بهبهانی بیان کرد: « هرچه کردم که خود را به انتخاب یکی از این چهار تن راضی کنم، نشد! این بانو اعلام کرد که ملت ما اجازه‌ی تشکیل حزب و گروه و جمعیت ندارد. کانون نویسندگان ایران چهل‌ساله شد و هنوز مجوز رسمی نگرفته‌است... یک جمع کوچک صلاحیت ها را تصویب میکند، آنگاه مردم مکلف می‌شوند که برای ایشان تبلیغ کنند!»

  • ابراهیم نبوی طنز نویسی که در زمان اصلاحات، بخت مند و طنز نویس بنامی شده ولی بعد از ختم اصلاحات درهای بخت یکی بعد از دیگری برویش بسته شدند، اینروزها روزهای بدی را می گذراند. او که ناکامی خود در خارج از کشور را از چشم احمدی نژاد و آنهایی می بیند که انتخابات را تحریم می کنند، بنا را بر آن نهاده که فقط برای انتخابات و با انتخابات بنویسد. بگونه ای که در انتخابات پیشین حتی تا نوچه گی رفسنجانی هم پیش رفت. او اینروز ها سخت فعال شده و همه جا را سبز کرده است. مفسرین بر این باورند که او این قول آقای موسوی را کاملا جدی گرفته است که پروانه تره بار و سبزی فروشی دو نبش را در کنار ساختمان مجلس به او واگذار کنند. این در حالیکه است که آقای فرشاد ابراهیمی نظر دیگری دارد. او با انتشار عکسی دوزار آبروی ابراهیم نبوی را هم برده است.

گفتن از ما و تفسیر از شما

در تمام دنیا معمول است که وقتی «دزدی» یه یک مقام دولتی «افشا» می شود، آنها می آیند و از خود دفاع می کنند. یا که سرشان را پایین می اندازند و منتظر می مانند تا به کارشان رسیدگی شود. (مثلا وقتی در نروژ خبرنگاری موضوع رشوه استات اویل نروژ به پسر آقای رفسنجانی را در آورد، مطبوعات آبروی استات اویل را چنان بردند که رئیس اش تن به استعفا داد و کارش با محاکم قضایی افتاد.)
از آنجایی که ما در مملکت خود مطبوعات آزاد نداریم که خدای نکرده چنین جرئتی داشته باشد، و آن تعدادی هم که در هاله ی اصلاح طلبی محو شده اند، حاضر نیستند که در این باره چیزی بنویسند، احمدی نژاد یعنی رئیس جمهور کشور (جالب است نه؟) در مناظره هایش در مقام و در نقش چنین مطبوعاتی ظاهر شده و دست به افشاگری مقامات بلند پایه زده است. این گفتمانی است که واقعا سابقه نداشته است. او بطور غافلگیرانه آبروی کسانی که را به قولی «خیمه ی این نظام» بوده اند و هستند را برده است. و با وارد شدن به خطوط قرمز در واقع خود را تا مقام اپوزیسیون نیز تنزل داد.
جا داشت که از این فضا به نفع مردم بهره برداری می شد. و مردم و مخصوصا نسل جوان که گوسفند وارانه به دنبال عده ای راه افتاده اند را متوجه می ساختیم که خیمه زن های این نظام مقدس چه سابقه ی درخشانی دارند، اما چنین نشد. «اپوزیسیون شرکتی» یعنی طرفدار شرکت در انتخابات، یا مهر سکوت بر لب زد، یا هم که دست به جار و جنجال! البته نه به نفع مردم، بلکه به نفع رانت خواران با سابقه! چرا که در این لحظه تنها کشیدن مردم به صندوق های رای اهمیت دارد! آنها به جای آنکه پاسخ احمدی نژاد را داده، و یا خواهان افشاگری بیشتر در مورد سالها نقض حقوق بشر در ایران نیز بشوند و یا حداقل از این خوشحال باشند که این افشاگری حافظه از کار افتاده شان را به کار انداخته و آنها را بیدار کرد، ولی چنین نشد.
این نمونه ایست از تیتر یکی از سایت های اصلاح طلب سابق بعد از این مناظره ی افشاگرانه. سایت امروز. نگاه کنید چه ادبیاتی مطبوعات ما دارد.
  • ابراز تاسف غفوری فرد از سخنان حمدي‌نژاد: بايد در رسانه ملي به طرح مباحث كلان و اساسي كشور مي‌پرداخت نه اينكه عكس خانوادگي و ناموس فردي را در رسانه ملي نشان دهد.
    اسحاق جهانگيري در واکنش به مانظره موسوی احمدی نژاد: احمدي‌نژاد طرفداران خودش را هم از دست داد
  • صفدر حسینی: مناظره موسوی و احمدی نژاد نشان داد که متانت بر وقاحت پیروز است
  • عبده تبریزی: 90 درصد وقت احمدی نژاد صرف تخریب چهره های تراز اول نظام شد.
    این مناظره كاملاً به نفع میرحسین تمام شد و نشان داد ایران در زمینه ایجاد فضای سیاسی و دموكراتیك پیشرفت‌های خوبی داشته و جای خوشحالی دارد كه چنین مناظره‌ای در صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش می‌شود.
  • شکوری راد: احمدی نزاد با سخنان وقیحانه اش شان خود را به ملت نشان داد. در ابتدای مجلس ششم، 10 نفر از نمایندگان کنگره امریکا نامه‌ای به مجلس نوشتند و از مجلس تقاضای دیدار کردند که ما هرگز به آن نامه پاسخ ندادیم. وی افزود: آقای احمدی‌نژاد تهمتی را عنوان کردند که لایق ایشان است نه نمایندگان مجلس ششم.
  • میرحسین پس از مناظره: مناظره بسیار خوب بود. میرحسین موسوی پس از مناظره تلویزیونی‌اش در صدا و سیما در حالی‌که حاضران می‌گفتند عالی بود بسیار خوب بود، خسته نباشید از استودیوی صدا و سیما بیرون آمد.
  • عماد افروغ: موسوی برنده اخلاقی و سیاسی مناظره بود
  • طالقانی: صحبت های احمدی نژاد حیثیت نظام را لکه دار کرد. احمدی‌نژاد چگونه حاضر می‌شود به شخصیتی به مانند آقای هاشمی رفسنجانی كه در سال‌های قبل از انقلاب زندان رژیم شاه را تحمل كرده است اینگونه تهمت بزند؟ آیا ایشان خود یك روز به مانند آقای هاشمی در زندان بود....من هم در طول این 30 سال از بسیاری از مسائل محروم بودم ولی هیچ‌گاه اجازه ندادم به خاطر محروم بودن از مسائلی كه حق من بوده است كشورونظام را زیر سوال ببرد ولی متاسفانه احمدی‌نژاد به خاطر برخی از حب وبقض‌ها با طرح اتهامات واهی به حیثیت نظام لطمه زد.

۱۳۸۸/۳/۱۶

کوتاه و گویا

آقای محسن آرمين (یعنی سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ) یعنی ( یکی از چهره های بارز اصلاح طلبی) گفت: «شخصيتی به مانند آقای احمدی‌نژاد برای حفظ قدرت خود حاضر است دست به هر کاری بزند و اتهاماتی را متوجه اشخاص گوناگون کند و برای اينکه خود را از برخی اتهامات مبرا کند، با آبروی شخصيت‌های کشور بازی کرد.» (رادیو فردا)

آمیرزا هوکن:
Sia mente ebeto یعنی اتفاقا تنها نمره ی قبولی ای که در کارنامه چهار ساله ی آقای احمدی نژاد می شه پیدا کرد همین یکی بوده است. امان از دست بخیل ها! تازه آقا محسن شما که اصلاح طلبی! مگه قرار نیست این «شخصیت های فاسد» تو آرایشگاه شما اصلاح بشند؟

اصول گرایی با معنای امروزی!

عکس از سایت سکولاریسم نو

۱۳۸۸/۳/۱۳

پشت صحنه های استقبال های مردمی از کاندیداهای ریاست جمهوری!

بیخود نیست که سردمداران ایران از تکنولوژی غرب دل خوشی ندارند. نگاه کنید ببینید که چطور به کمک این تکنولوژی، صحنه هایی را که هرگز امکان دیدنش در دو دوره قبلی انتخابات نبود، میسر شده است.

حضور موسوی در تبریز و پشت کردن جوانان به او هنگام پخش سرود او و هو کردنش:


حضور موسوی در تبریز و شعار جوانان علیه او:
بیز قهرمان تورکلریک پاسدارا باش ایمه ریک
(ما ترکهای قهرمانیم برای پاسدار سر خم نمی کنیم)


توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد ـ اهواز



محمود چاخان بای بای

۱۳۸۸/۳/۱۱

جو گرفتگی اپوزیسیون

روزی من در یکی از مقالاتم نوشتم که ازاین پس فقط جمهوری اسلامی نیست که باید جوابگوی سیاست های اشتباه خود باشد، اپوزیسیون هم به سهم خود باید جوابگو باشد. اجازه دهید امروز هم اعلام کنم که این فقط جمهوری اسلامی نیست که با سیاست های ورشکسته ی خود به بن بست رسیده است، اپوریسیون ایرانی هم به همین درد مبتلا شده است. انگار سرتوشت اپوزیسیون و جمهوری اسلامی به هم گره خورده است. چرا که با هر بحرانی که رژیم را فرا می گیرد، اپوزیسیون هم بی نصیب از آن نمی ماند.
یکی از بحران های کنونی شرکت یا عدم شرکت در انتخابات پیش روست. بحرانی که اپوزیسیون را با چالش مواجه کرده است. این بخش از اپوزیسیون ناتوان از پیگیری یک سیاست مستقل، چشم به حوادث آینده دوخته و به پیروی از پوپولیسم ناب به دنبال حوادث روان شده است. گاهی برای گول زدن خود و دیگران و با حقانیت طلبی برای انتخاباتی نمایشی، وجود هیولایی به نام «احمدی نژاد» را پیراهن عثمان کرده تا شرکت خود در این «جو گرفتگی» را تفسیر کند. و این چنین است که با توسل به جادو و آسمان و ریسمان کردن، هر روز بیشتر در سردرگمی خود غرق می شود.
مثلا علی کشتگر می نویسد: «آیا ایران در انتظار دوم خرداد دیگری است؟» که گویا ترس آقای خامنه ای از وقوع دوم خردادی دیگر را برای ما یاد آورمی شود. حال آنکه به نظر می آید خود آقای کشتگر بیشتر از رهبر در هراس افتاده است که مبادا چنین موجی در رسد و خیل عظیم آقایانی که نه فرمان شرکت در انتخابات را داده اند و نه فرمان تحریم از غافله عقب بمانند. (نگاه کنید به مقاله علی کشتگردر اخبار روز)
راه توده که گویا دنبال شریک جرم می گردد تا در این «دنباله روی» تنها نباشد به سازمان فدائیان اکثریت خارج از کشور نهیب می زند که «اگر فداییان خلق اکثریت خواهان تحریم انتخابات هستند به صراحت اعلام کنند، اگر هم نیستند روشن کنند که به چه کسی می خواهند رای دهند و اگر رای آنان به میرحسین موسوی است پس چرا اعلامیه هواداران سازمان در داخل کشور را تکذیب می کنند» (راه توده ـ شماره 225 ـ 1.06.09)
شورای مرکزی جبهه ی ملی به جای اینکه جواب دهد فقط سوال می کند که آیا در چنین وضعی می توانیم در انتخابات شرکت کنیم؟ و سپس با « وضع خجلت آوری» با مردم چنین سخن می گوید که «اگر این نامزدها را شما انتخاب کرده اید به هر کدام می توانید رای بدهید و اگر انتخاب شما نیست خود به رهنمائی خرد باید نیک بیندیشید و با عبرت گرفتن از گذشته ها به هرچه مصلحت میدانید عمل نمائید.» (بیانیه شورای مرکزی جبهه ملی)
حتی اتحاد جمهوری خواهان ایران نیز با وجودیکه دارای برنامه و طرح کلی برای انتخابات می باشد قادر نبوده است که بطور قطعی تکلیف مردم را روشن سازد که در این انتخابات شرکت کنند یا نه. این تشکیلات با یک سری درخواست های کلی، شرکت این اقشار در انتخابات را منوط به «نحوه پاسخ گویی نامزدها به مطالبات» می داند. (بیانیه اتحاد جمهوری خواهان ایران). در این میان «سلطنت طلب ها» هستند که موضع آبرومندانه تری را اتخاذ کرده اند. بهتر است بگویم موضع مستقل تری. آنها انتخابات جمهوری اسلامی را فرسخ ها دور تر از مواضعی که آنرا قبلا تعریف کرده اند دانسته در نتیجه شرکت در آن را بیفایده میشمارند.

برنامه اپوزیسیون
وقتی می گوییم که اپوزیسیون باید مستقل باشد یعنی اینکه دارای برنامه ای مستقل و معین باشد. این برنامه می تواند کوتاه مدت (تاکتیکی ـ برنامه ی حداقل) و یا برنامه دراز مدت (استراتژیک ـ برنامه ی حداکثر) را شامل شود. در برنامه ی دراز مدت ساختار سیاسی آینده ایران در نظر گرفته می شود (مطلوب ها) و در برنامه کوتاه مدت چگونگی رسیدن به این استراتژیک (ممکن ها). اپوزیسیون هوشمند و فعال هر انتخابات و تحولاتی که در جمهوری اسلامی رخ می دهد را مورد بررسی قرار داده رابطه ی آنرا با برنامه ی خود مشخص می کند. مثلا در برنامه های حداقل باید اولویت هایی از قبیل: «حقوق بشر»، «آزادی احزاب»، « انتخابات آزاد»، «آزادی مطبوعات»، « آزادی زندانی سیاسی» و غیره تعریف شده باشد. و رابطه این اولویت ها مثلا با برنامه های هر یک از کاندیداهای فعلی مورد ارزیابی قرار گیرد. هر کدام از کاندیداهایی که در برنامه های خود اولویت های بالا را تعریف نکرده باشند، مسلما که نمی تواند به مطالبات روز افزون مردم پاسخ بگوید. پس لزوم شرکت در چنین انتخاباتی در چه است؟
عجیب است، با وجودیکه اصل انتخابات و نتیجه ی آن مخدوش و مشکوک می باشد، با وجودیکه اصل انتصاب همین چهار کاندیدا از طرف شورای نگهبان هم مورد سوال است، با وجودیکه همین اندک کاندیداهای ریاست جمهوری نیز چهره هایی شناخته شده و از سوابق طولانی و طلایی (!)در این نظام برخوردارند، چه جای سوالی باقی است که مردم را گوسفند وار به این میدان بفرستیم! یک اپوزیسیون که کارش توضیح ويژگی و یا برتری یکی یا دو تن از کاندیداها بر سایر کاندیداها نیست. اپوزیسیون باید رابطه ی برنامه های هر یک از کاندیداها را با برنامه های خود تشریح کند.
و اینچنین است که سردرگمی و بیماری «هذیان گویی های حکومت» به اپوزیسیون مخصوصا چپ سرایت کرده و عملا آنها را به دنباله رو دوباره «خط امام» و بدست گرفتن «شال و علم سبز» مجبور کرده است.
***

گویند در بغداد حاکم شرعی می زیسته که بسیار بر مردم ظلم روا می داشت. بر خمس و زکات مردم دخالت کرده و از آنان مالیات سنگین می ستاند. تا اینکه مردم از ظلم او به ستوه آمده، درخفا عریضه ای را به جانب خلیفه وقت در امپراتوری عثمانی نوشته و از آن مقام درخواست تعویض و تعیین حاکم جدیدی می نمایند.
این خبر به گوش حاکم شرع رسیده و در تدبیر می افتد تا از ارسال نامه ی مردم به خلیفه جلوگیری کند. یک روز او تمامی کسانی که را در تهیه و تنظیم عریضه دست داشته اند را برای گفتگوو آشتی به یک مهمانی مفصل نزد خود دعوت می کند. همگان از این دعوت حاکم شرع به حیرت افتاده و در تشویش می افتند که نکند خدعه ای در کار باشد. با آن حال به این دعوت لببیک گفته در مهمانی شیخ شرکت می کنند.
بعد از تناول شامی مفصل، شیخ مهمانان را به انبار خانه خود در زیر زمین می خواند. همگی چون به انبار داخل شوند 10 خمره ی سنگین را می ببنند که توجه آنان را جلب می کند. وقتی از شیخ محتوی خمره ها را پرسش می کنند، او می خندد. و سپس سر خمره ها را یک به یک در حضور مهمانان گشوده محتوی آنرا به آنها نشان می دهد. مهمانان از دیدن خمره های پر از سیم و زر و سکه دهانشان باز می ماند. شیخ سر 9 خمره را باز گشوده روی خمره آخر ـ دهم ـ تامل می کند. مهمانان سبب تامل را پرسان می شوند. شیخ ضمن گشودن خمره ی آخر و نشان دادن نیمه خالی آن از زر، سبب دعوت او از حاضران را چنین می گوید:
همانطور که می بینید مرا باری اندکی زر و سکه نیاز است تا آخرین خمره ی من نیز لبالب گردد. از آن پس دیگر مرا کاری به شما نیست و روزگار به کام شما باز خواهد گشت. پس عقل را رهنمای خود سازید و اندکی نیز تحمل کنید تا چنین شود. اگر حاکم شرع دیگری بر شما باز آید به فکر پر کردن خمره های خالی و پیمودن این راه رفته ی من از نو خواهد بود. بنابر این به صرف همگان است که مرا تحمل نمایید تا این اندک نیز پر شود. ..
حالا حکایت انتخابات ماست. با آمدن موسوی یا کروبی و غیره به جای احمدی نژاد فقط پروسه پر کردن خمره ها به تعویق خواهد افتاد و یک چند نفری طنز نویس و دلقک و غیره نیز بعنوان «خمره لیسان» در محضر شیخ های جدید به خدمت گرفته خواهند شد. وگر نه برای گروههای مدعی بسیار دشوار خواهد بود که ثابت کنند انتخابات تغییر دیگری در وضع مردم بوجود آورده یا خواهد آورد.

معرفی فیلم: رؤیاهای پروانه

«رؤیاهای پروانه» یکی از فیلم هایی است که پیشنهاد می کنم ببینید. با تصاویری زیبا و شاعرانه ... یک فیلم درام و رمانتیک که زندگی دو  این د...